دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد

دیو چو بیرون رود

فرشته درآید

 

نیمه شب تابستان سال 1357 بود . در سنین نوجوانی و در حالی که  برای

 خوابیدن آماده میشدم ، ناگهان صدائی را شنیدم که با صدای بلند فریاد می زد :

آهای نامسلمونا ! چرا مغازه برادرای دینی تون رو به آتش میکشین ؟

اینها همشهریهای شما هستند . چرا رحم نمیکنید؟ 

شمارو به خدا ،مغازه های مردم  رو آتیش نزنین .

این جملات چندین بار تکرار شد و متعاقب آن فریاد صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی

 بگوش رسید و دقایقی بعد سکوت همه جا را فرا گرفت .

پدرم گوئی که از ماجرا کاملا با خبر بود ، استغفار کرد و گفت : خدا لعنتتان کند .

پرسیدم : اینها کی هستند؟ و چرا این مغازه مردم رو آتش می زنند؟  پاسخ داد : شما

 کاری با این کارها نداشته باش و برو بخواب که صبح کلی کار داریم . 

با این جواب ، حس کنجکاویم بیشتر تحریک شد و تصمیم گرفتم تا از برادر بزرگترم (که از

انقلابیون بود) ، موضوع را جویا شوم . اما او هنوز به خانه برنگشته بود  .

اول صبح سراغ برادرم رفتم و ماجرای شب گذشته را جویا شدم . پاسخ داد :

پلیسها بودند که مغازه ها را آتش می زدند . با تعجب پرسیدم : مگر پلیس هم مغازه

 کسی را آتش میزند ؟ جواب داد : میدانی کسی که فریاد میزد که بود؟ پاسخ دادم خیر .

جواب داد :  من با چشمان خودم دیدم که یکی از پلیسها (با لباس شخصی) ، ضمن

 اینکه بهمراه چند تن دیگر ازمامورین شهربانی در حال آتش زدن چند مغازه بودبا بلندگو،

 جملات مورد نظر را بر زبان جاری می نمود .

با تعجب پرسیدم : این کار خیلی عجیب و غیر قابل باور است . بنظر تو چرا یک پلیس

باید چنین کاری کند؟

پاسخ گفت : رژیم شاه ، انقلابیون را خراب کار معرفی می کند و برای تخریب افکار

 عمومی نسبت به انقلابیون و اثبات این ادعای خود باید شواهدی را نیز داشته باشد .

 لذا  با تصور اینکه در نیمه شب کسی آنها را نمی بیند ، با انجام این قبیل کارها

 میخواهند هم ادعای خود را اثبات و هم با ایجاد نارضایتی ، ذهن مردم را نسبت به

 انقلابیون بدبین کنند . 

 

امروز وقتی با یاد این ماجرا و موارد مشابه می افتم ، بیاد وعده الهی میافتم

که فرمود :

 

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ

 

می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خداوند کامل کننده

 نور خویش است ، اگرچه کافران را ناخوش آید .

 

 

 

/ 6 نظر / 48 بازدید
حاج حمید

فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود

اسماعيل نوري

با سلام از مطالب زيبا و ارزشمند شما بهره مند شدم متشكر از اينكه در پاسداري از دستاورد هاي انقلاب وزحمات حضرت امام و شهدا احساس مسئوليت مي نماييد موفق باشيد راستي به مين و شهادت نيز سري بزنيد آخه شهدا و ايثار گران ميادين مين گمنامند و مردان دلاوري كه هنوز باب شهادت بر روي آنها باز است و چه خوش سعادتند يا علي مدد .بخشی از سخنان شهید اوینی ما یافتیم آن چه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل میابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم،عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم. آنچه را که عرفای سوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شبهای عملیات آزمودیم. ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند. ما عرش را دیدیم. ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم. ما در رکاب امام حسین جنگیدیم. ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم. و پادگان دو کوهه بر این همه شهادت خواهد داد... زندگی

اسماعيل نوري

با سلام از مطالب زيبا و ارزشمند شما بهره مند شدم متشكر از اينكه در پاسداري از دستاورد هاي انقلاب وزحمات حضرت امام و شهدا احساس مسئوليت مي نماييد موفق باشيد راستي به مين و شهادت نيز سري بزنيد آخه شهدا و ايثار گران ميادين مين گمنامند و مردان دلاوري كه هنوز باب شهادت بر روي آنها باز است و چه خوش سعادتند يا علي مدد .بخشی از سخنان شهید اوینی ما یافتیم آن چه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل میابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم،عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم. آنچه را که عرفای سوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شبهای عملیات آزمودیم. ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند. ما عرش را دیدیم. ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم. ما در رکاب امام حسین جنگیدیم. ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم. و پادگان دو کوهه بر این همه شهادت خواهد داد... زندگی

اسماعيل نوري

با سلام از مطالب زيبا و ارزشمند شما بهره مند شدم متشكر از اينكه در پاسداري از دستاورد هاي انقلاب وزحمات حضرت امام و شهدا احساس مسئوليت مي نماييد موفق باشيد راستي به مين و شهادت نيز سري بزنيد آخه شهدا و ايثار گران ميادين مين گمنامند و مردان دلاوري كه هنوز باب شهادت بر روي آنها باز است و چه خوش سعادتند يا علي مدد .بخشی از سخنان شهید اوینی ما یافتیم آن چه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل میابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم،عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم. آنچه را که عرفای سوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شبهای عملیات آزمودیم. ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند. ما عرش را دیدیم. ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم. ما در رکاب امام حسین جنگیدیم. ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم. و پادگان دو کوهه بر این همه شهادت خواهد داد... زندگی

اسماعيل نوري

با سلام از مطالب زيبا و ارزشمند شما بهره مند شدم متشكر از اينكه در پاسداري از دستاورد هاي انقلاب وزحمات حضرت امام و شهدا احساس مسئوليت مي نماييد موفق باشيد راستي به مين و شهادت نيز سري بزنيد آخه شهدا و ايثار گران ميادين مين گمنامند و مردان دلاوري كه هنوز باب شهادت بر روي آنها باز است و چه خوش سعادتند يا علي مدد .بخشی از سخنان شهید اوینی ما یافتیم آن چه را که دیگران نیافتند. ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل میابد. عشق را هم، امید را هم، ذوق را هم، شجاعت را هم، کرامت را هم،عزت را هم، شوق را هم، و همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم. ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد. ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم. آنچه را که عرفای سوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شبهای عملیات آزمودیم. ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند. ما عرش را دیدیم. ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم. ما در رکاب امام حسین جنگیدیم. ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم. و پادگان دو کوهه بر این همه شهادت خواهد داد... زندگی