تغذیه جسمی - تغذیه روحی. کدامیک ؟

 

 

 

گاهی برای خرید یک جفت جوراب فرزندمان مسیرهای بسیار طولانی را از

منزل دور میشویم ,کیلومترها پیاده روی کرده , تعداد زیادی فروشگاه بزرگ و

کوچک را زیر پا می گذاریم تا شاید جورابی مناسب از حیث زیباوی , کیفیت و

قیمت را بیابیم . و هیچگاه به هزینه های جانبی تهیه جوراب مورد نظر توجهی

نداریم .درحالی که تاثیرمیزان زیبائی و کیفیت یک جفت جوراب در عمق وجودی

فرزندمان شاید بسیار ناچیز باشد .اما برایمان مهم جلوه میکند تا آنجا که برای

رسیدن به آن ازهیچ تلاشی فروگذار نمی کنیم  .  و همین امر در مورد تامین

نیازهای غذائی و خوراکی آنان نیز با شدت کمتری مورد توجه مان قرارمی

گیرد .

 

راستی !

 

به نسبت تلاشی که برای تامین پوشاک و تغذیه ظاهری فرزندانمان داریم , تا

چه اندازه به کیفیت پوشاک و تغذیه روحی و معنوی آنان توجه می کنیم ؟ آیا

تا کنون نسبت به سوالاتی که بچه های ما از ما در حوزه های مختلف دارند ,

اندیشیده ایم؟

برای پاسخگوئی به سوالات انها چقدر از وقت خود را اختصاص داده ایم؟

از کتابها و محتوای مورد مطالعه انان چه میدانیم؟

آیا تا کنون برای یافتن کتابی مناسب و مورد نیاز فرزندمان , به نمایشگاههای

کتاب و یا فروشگاههای کتاب و محصولات فرهنگی مراجعه ای داشته ایم؟

راستی نوع نیازهای معنوی و فکری بچه هایمان چقدر برایمان حائز اهمیت

است؟

آیا می دانید اگر درصد اندکی از وقتی را بابت خرید لباسهای زیبا و با کیفیت و یا

خوراکی های خوشمزه برای آنان را به تامین نیازهای فکری و تغذیه روحی آنان

اختصاص دهیم , چه نتایج ارزشمندی خواهد داشت ؟

 

صد حیف , با وجود علم به این موضوع که :

 

پدران و مادرانی که تنها به خوراک و پوشاک کودکانشان می اندیشند و به تغذیه روحی و معنوی آنان توجه نمی کنند هرگز فرزندانی کامل و صالح تحویل جامعه نخواهند داد .

اما همچنان ,  زندگی را با تغافل!؟ می گذرانیم .

دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

http://ahange-del.persianblog.ir/

شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

عید غدیر و روز اخوت و برادری مبارک باد

 

عید غدیر ، عید بزرگ ولایت

 

 

 و روز اخوت وبرادری

 

 

 

بر عموم مسلمانان 

 

مبارک باد 

 

 

 

 

دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بهانه های خدا برای نوشتن صواب و اعمال حسنه برای بندگان!!؟

 

- در انجام هر معامله ای احتمال سود و زیان وجود دارد الا در معامله بنده با خدا . و هیچ معامله ای دارای سود تضمینی نیست الا معامله با ذات اقدس احدیت .

- هیچ معامله ای به اندازه معامله  با خدا سود آور نیست . چرا که نه مالیات به آن تعلق می گیرد و نه اینکه کل سود حاصله فقط به یک طرف معامله تعلق می گیرد .

- در معامله با خدا ، مهمترین مسئله ، نوع نگاه ما به انجام معامله با خداست . گاهی آنقدر معامله با خدا را سخت می گیریم که از انجام آن سر باز زده و خود را از سودی سهل الوصول و کلان ، محروم می کنیم . و گاهی نیز با نگاهی کاسب کارانه(البته با نگاه خود)  فقط به بعد تجاری به آن می نگریم .

- گاهی در یک مسابقه تلویزیونی نیز  شاهد طرح برخی سوالات ساده برای شرکت کننده هستیم که با توجه به سهولت سوالات ، بنظر می رسد بیشترین هدف برگزار کننده و مجری ، یاد آوری یک مسئله و امتیاز دهی است  .

- امر به انجام برخی امور و یاد نمودن از آن بعنوان ثواب و عبادت از جانب ائمه معصومین علیهم السلام ، از جمله همان بهانه هاست ، تا خدا برایمان امتیازی ثبت کند !

باور ندارید؟

 یه نگاهی به برخی احادیث و روایات معتبر نموده تا متوجه بخش کوچکی از دریای محبت الهی نسبت به بندگانش باشید :

1-    نگاه هائی که عبادتند !

«أَلنَّظَر إِلَى الْکَعْبَةِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْوالِدَیْنِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ مِنْ غَیْرِ قِراءَةٍ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلى وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلى آلِ مُحَمَّد ـ علیهم‏السّلام ـ عِبادَةٌ.»

نگریستن به کعبه عبادت است، نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است، نگریستن به صفحه‏ى قرآن [حتّى] بدون خواندن آن، عبادت است، نگاه کردن به روى عالِم عبادت است، و نگاه کردن به اهل بیت حضرت محمّد ـ صلّى‏اللّه‏علیه وآله‏وسلّم ـ عبادت است.

و عامّه از عایشه روایت کرده‏اند که:

 «أَبُوبَکرٍ أَطالَ النَّظَرَ إِلى وَجهِ عَلِىٍّ ـ علیه‏السّلام ـ . قَیْلَ لَهُ: لِمَ تُطِیلُ النَّظَرَ إِلى وَجْهِهِ. قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه‏ِ ـ صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله‏وسلّم ـ یَقُولُ: أَلنَّظَرُ إِلى وَجْهِ عَلِىٍّ عِبادَةٌ.»

- رسول اکرم فرمودند: «النَظَرُ اِلی وَلدِهِ حبّاً لهُ عبادةٌ »؛ نگاه محبت آمیز پدر و مادر به صورت فرزندشان عبادت است.

-  حسین بن خالد می گوید: امام رضا (ع) فرمودند :

« نگاه کردن به چهره ذریه ما عبادت محسوب می شود. » عرض کردم : منظور شما ، نگاه کردن به چهره پیشوایان و امامان از نسل شماست یا نگاه کردن به ساداتی که ذریه پیامبر (ص) به شمار می آیند؟ حضرت فرمودند: «بَل النّظرَ إلی جمیع ذریّةِ النّبیّ (ص) عبادةٌ ما لَم یُفارقوا مِنهاجهُ و لَم یَتلوَّثوا بِالمعاصِی» ؛ نگاه کردن به همه کسانی که از ذریه و نسل پیامبر اکرم (ص) هستند عبادت است ، به شرطی که این ذریه از راه و روش پیامبر (ص) رویگردان نباشند و خود را به گناه و معصیت آلوده نسازند.

-          و .............

2-    شاد کردن مومنین ، محبوب ترین عمل نزد خداوند

 

از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز نقل شده است :

«ان احب الاعمال الی الله تعالی ادخال السرور علی المومنین»
محبوب ترین اعمال نزد خدا، شاد کردن مومنین است.

3-    عمل کردن به وظیفه ، عبادت است

امام سجاد ( ع ) : هرکس به وظایف خود عمل کند از عابد ترین مردم است

4-    گریستن از ترس خدا ، عبادت است

العُبودیَّهُ خَمسَهُ أشیاءَ : خَلاءُ البَطنِ ، وَقِراءةُ القرآنِ، وقِیامُ اللَّیلِ ، والتَّضَرُّعُ عِندَ الصُّبحِ ، والبُکاءُ مِن خَشیَةِ اللّه .

امام على علیه‏السلام میفرماید :

بندگى در پنج چیز اســت : اندرون از طعام تهى داشتن ، قرآن خواندن ، شب را به عبادت گذراندن و هنگام صبح زارى کردن (به درگاه خداوند) و گریستن از ترس خدا .

5-    و دهها حدیث و روایت دیگر که ذکر آنها در این نوشتار از حوصله مخاطبین خارج است .

نتیجه اخلاقی :

 

معصیت چنین خدای مهربانی که بیش از خود بندگانش نسبت به آنها مهربان ا

است ، سزاوار و قابل توجیه نست ؟

 

سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

ملاقات با عاشقان آسمانی


معرفی کتاب

   

  ملاقات با عاشقان آسمانی  

 

عده ای از هنرجویان شرکت کننده در دوره های داستان نویسی پیشرفته (که به مدت بیش از سه سال به طول انجامید) پس از اتمام دوره های موصوف در تاریخ 5 آذر سال 1388 و در هفته بزرگداشت تشکیل بسیج مستضعفین تحت عنوان جشنواره ملاقات با عاشقان آسمانی در آسایشگاه جانبازان ثار الله تهران حضور یافته و پس از ملاقاتی  سه ساعته با جانبازان آسایشگاه مورد نظر و با الهام از فضای موجود اقدام به نوشتن داستانهائی کوتاه نموده و در قالب کتابی با همین عنوان به چاپ رسانیده اند .

اگر چه تعداد داستانهای نوشته شده بسیار بیشتر از این تعداد بود ٰ اما داستانهای مورد نظر پس از کسب نظر کمیته داوران از بین مجموع داستانهای نوشته شده  انتخاب و با همکاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به چاپ رسید .

صفا و صمیمیت بی شائبه جانبازان وپاسخهائی که از دل دردمند آنان برمیخواست هر کسی را ولو آنکه با آنان همدل نبود مجاب به باور می کرد .

چهره های قدرشناس بازدید کنندگان و چهره های راضی جانبازان که هنوز خود را تاثیر گذار می دیدند از صحنه هائی بود که هیچ دوربینی قادر به ثبت آن نبود .

این کتاب ثمره جوشش احساسات کسانی است که فرصت همدلی این سرمایه های عظیم را یافتند . فرصتی گرانقدر که شاید بار دیگری وجود نداشته باشد ! آنان آماده پرواز هستند و فرصت بهره مندی از مواهب  آنان روز به روز کمتر می شود . این کتاب حاصل جوشش هنرمندانی است که ولی نعمتان خویش را فراموش نکرده اند .

برای دریافت کتاب مورد نظر کافی است با مراجعه به وبسایت شخصی تخریبچی دوران جناب آقای ابوالفضل درخشنده به آدرس  http://derakhshandeh.org/ مراجعه نموده و از طریق لینک ثبت سفارش خرید نسبت به سفارش تهیه کتاب مورد نظر اقدام نموده و با درج کد معرف (30639) از تخفیف ده درصدی نیز بهره مند شوید  .

قابل ذکر است که دو جلد کتاب آموزش داستان نویسی پیشرفته استاد ارجمند جناب آقای ابوالفضل درخشنده نیز از همین طریق قابل دریافت بوده و با درج کد معرف از تخفیف ده درصدی برای تهیه این دو جلد کتاب نیز بهره مند خواهید شد .

شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

عزاداری بی ریا(خانه دوست کجاست)

السلام علیک یا ابا عبدالله

دو شب قبل برای حضور در عزاداری ایام محرم ، به هیئتی بسیار کوچک ، اما با متولیانی بزرگ ! و با محبت رفته بودم . هیئتی که گردانندگان آن عده ای از جوانان بین ٢٠ تا ٣٠ ساله هستند که فاقد هر گونه پشتوانه مالی خاصی هستند .

این عده با شور و حال خاصی برای برپائی هیئت و تامین نیازهای آن تلاش کرده و حتی در تهیه و پخت اطعام آن نیز مستقیما فعالیت دارند تا بنا بر تعهدی که احساس میکنند انجام وظیفه نمایند.

مجلسی بسیار بی ریا و کوچک اما با شور و احساسی در خور توجه و صادقانه . که براحتی میشد صداقت را در چهره متولیان آن دید . و همین حس باعث میشد که از حضور در اون هیئت یه حس زیبائی داشته باشم .

بعد از حضور در مراسم به اعضای خانواده ام متذکر شدم : نباید ملاک اثر بخشی عزاداریها ، رنگ و لعاب هیئتهاشون باشه . چه بسا عزاداری این هیئت نسبت به بزرگترین و معتبرترین هیئتهای موجود ، نزد خدا و ائمه معصومین علیهم السلام بیشتر مورد قبول واقع بشه .

این حس منو یاد نوشتار پستی تحت عنوان " خانه دوست کجاست" انداخت که در تاریخ ٢٣ مهر ماه سال ١٣٨۶ در همین وبلاگ نوشتم که بی ارتباط با موضوع نیست . لذا ملاحظه اون نوشته رو مناسب میبینم

(http://akherat.persianblog.ir/post/112)

التماس دعا

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

پیامک های شیطانی

قبلا در زمینه برخی آسیبهای تلفن همراه ، مطالبی را در قالب پستی مستقل تقدیم حضورتان نمودم . اما این بار بنا دارم به موضوع مهمی بپردازم که بنظر می رسد اغلب ما غفلتا عامل ترویج برخی از این موارد هستیم .

پیامک تلفن همراه ، در زمان حاضر ابزار بسیار ارزشمندی است که برای رفع برخی نیازها مورد استفاده قرار می گیرد . لکن دسته ای از پیامکهای مورد استفاده توسط این دستگاه ارتباطی ، دارای بار منفی و آسیبهای مختلف اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی هستند که در این نوشتار به آنها خواهیم پرداخت  . البته بنا ندارم کلیه آسیبهای این وسیله ارتباطی را بیان نمایم . اما دو آسیب پیامکهای خاص تلفن همراه را ، به دلیل میزان اهمیت بیشتری که دارند را تقدیم حضورتان خواهم نمود .

الف - پیامکهای ضد ارزشی و اعتقادی

طی یکی دو سال اخیر ، پیامکهائی طنز گونه ای بین افراد تبادل می گردد که حاوی نکاتی ظریف و مهم است . اگر چه به ظاهر طنز می باشد ، اما با نگاهی عمیق به آن میتوان به عمق مسئله پی برد .

در نگاهی کاملا خوش بینانه میتوان بخش اصلی و اکثر قریب به اتفاق مبادله کنندگان اینگونه پیامکها را غافل نامید که برای سرگرمی !؟  خویش و از روی غفلت ٰ نسبت به دریافت و ارسال این قبیل پیامکها اقدام می نمایند و به اثرات زیانبار این موارد نمی اندیشند .

در حالیکه  دشمنان اسلام ، با استفاده از تمام ابزارهای خود ، برای تخریب اسلام و خدشه دار نمودن چهره مسلمانان از هیچ کوششی فروگذار نمیکنند ٰ ، یقینا هدف تهیه کنندگان اصلی این قبیل پیامکها به سخره گرفتن اعتقادات دینی و ارزشی می باشد .  لذا ذیلا برخی از این پیامکها ارائه خواهد شد تا با نگاهی عمیقتر به آنها مورد تامل قرار گیرند : ( اگر چه بنا داشتم بدون درج برخی نمونه ها این پست را ارائه نمایم ، اما به دلیل قریب به ذهن شدن موضوع ، ناچار به ذکر فقط اندکی از این نمونه ها شدم . لذا قبلا از همه مخاطبین معتقد و بزرگوار عذر می خواهم )

-          یارانه نماز جماعت برداشته شد و از این پس مومنین نمازگذار باید حمد و سوره را خودشان بخوانند . (به سخره گرفتن احکام شرعی دین)

-          به دلیل افزایش قیمت آب نمازگزاران میتوانند بجای وضو ٰ تیمم کنند . (به سخره گرفتن احکام شرعی دین)

-          یک نفر میمیره میره بهشت و به خواب پسرش میاد . پسرش ازش می پرسه : اوضاع چطوره ؟ میگه خیلی بد . میپرسه چرا ؟ میگه از زمانی که اومدم اینجا باید یا اسب ..... را خوراک بدم . یا سوپ برا .... درست کنم  . یا زخم پیشانی .... راببندم و ....................................(تحقیر ائمه معصومین علیهم السلام و به سخره گرفتن وعده های الهی)

-          کاهش شدید آمار جرم در ماه مبارک رمضان نشان می دهد که مجرمین همان مومنینند . (القاء غیر قابل اطمینان بودن مومنین)

-          ..... در اقدامی شجاعانه و در پاسخ به هتک حرمت قرآن ، دیکشنری را به آتش کشیدند . (به سخره گرفتن قومیتی خاص که اتفاقا از حیث اعتقادی در سطح بسیار بالائی قرار دارند)

-          توجه : ساخت ماشین اسلامی توسط ایران خودرو . حرکت کنی صلوات میفرسته . بالای سرعت 80 بری آیه الکرسی میخونه و .............. (مسخره نمودن برخی اعتقادات مردم)

-          اول دبستان بودیم که خواندیم : آن مرد آمد . سالها گذشت . ما بزرگتر شدیم  و آن ...... هنوز نیامده .(اهانت به ساحت مقدس حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف)

-          .........

ب -  پیامکهائی حاوی تحقیر و توهین به برخی اقوام

با مطالعه ای کوتاه در زمینه علت اختصاص اوصافی ناصواب به برخی اقوام ایرانی ، براحتی متوجه استعماری بودن ریشه این موضوع خواهیم شد ، که استعمار پیر، انگلیس کثیف ، در این عرصه بسیار فعال بوده و البته از این بابت نیز سود فراوانی برده است . ایده " اختلاف بیانداز و حکومت کن" نیز از جمله ایده های انگلیسی هاست .

جالب اینجاست که برخی از اقوام مورد استهزا در قالب پیامکهای به ظاهر جوک و طنز، ضمن اینکه از حیث اعتقادی و مذهبی در درجه و مرتبه بالائی قرار دارند ،  دارای چهره های علمی بسیار زیادی در حوزه علوم دینی و دانشگاهی هستند که در گذشته و در حال حاضر از چهره های نامدار این مرز و بوم به شمار می روند .

بدیهی است که  اکثریت قاطع مردم کشور ما مسلمان و معتقد به قرآن می باشند . خداوند مهربان نیز در قرآن به صراحت ملاک برتری افرادنسبت به یکدیگر را بیان داشته است : ان اکرمکم عندالله اتقیکم . بهترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست .

حال با عنایت به صراحت کلام وحی ، آیا شایسته است که هر یک از ما ، قومی را برتر از قوم دیگر بدانیم ؟ و آیا توجیهی برای این اقدام ناصواب خویش داریم ؟

 ضمنا غافل نباشیم که دشمن این آب و خاک در تلاش است ، تا با تشدید اختلاف بین اقوام ، وحدت ملی ما را مورد خدشه قرار داده و زمینه  را برای تجزیه سرزمین پهناور ایران اسلامی فراهم نماید . کما اینکه در ادوار گذشته ، در مناطقی همچون کردستان ٰ ترکمن صحرا ٰ خوزستان آذربایجان و ... در این جهت اقدامات خشونت باری نیز داشته است .

شاید برخی دوستان ما را متهم به نکته سنجی بیش از اندازه نمایند . اما اگر به برخی برنامه های شبکه های مختلف تلویزیونی ماهواره ای و همچنین خیل عظیم سایتهای اینترنتی که در عرصه دین ستیزی و تلاش برای شکستن وحدت ملی در این کشور پهناور و قدرتمند فعالیت مینمایند  نظری بیافکنیم ، خواهیم دید که این موارد صرفا یک تحلیل و برداشت شخصی حقیر نیست .

 

توضیح اینکه نگارنده این سطور فارس می باشد و این نوشتار نیزبرای دلجوئی از یک قوم خاص نوشته نشده است . و نیزیقین دارم که اکثریت استفاده کنندگان از این پیامکها قصد تحقیر و یا توهین هیچیک از اقوام را ندارند . اما باتوجه به اهمیت موضوع ، این نوشتار بعنوان یک امر مهم و هشداری برای همه اقوام ایرانی تقدیم حضورتان گردیده است .

امید است با دقت بیشتر، تلاش کنیم ، تا ناخود آگاه ، وسیله اجرای اهداف دشمنان این آب و خاک نباشیم  . انشا الله

سه‌شنبه ٤ آبان ۱۳۸٩ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

آری ما مقصریم(به بهانه فرا رسیدن هفته گرامیداشت دفاع مقدس)

هفته دفاع مقدس گرامی باد

  • - راستی چرا نسل سومی و چهارمی های ما با نسل دفاع مقدس ، فاصله دارند و در گذر زمان ، گاهی این فاصله ها بیشتر هم می شود ؟
  • - چرا نسل سومی ها و چهارمی های ما نسبت به نسل دومی های ما احساس غربت می کنند ؟
  • - چرا گاهی دلاورمردان دوران دفاع مقدس احساس می کنند توسط نسل جدیدی ها درک نمی شوند ؟
  • - چرا نسل جدید ما رزمندگان را بعنوان افرادی می شناسند که چند صباحی را در جبهه بوده و هم اکنون از امیتیازات!؟ آن استفاده می کنند ؟
  • - راستی بعد از اتمام دوران دفاع مقدس ، آیا وظیفه رزمندگان ما به اتمام رسیده است ؟
  • - اگر وظیفه ای برای بعد از اتمام جنگ برای رزمندگان اسلام قائل هستیم ، آم وظایف کدامند و آیا به این وظایف عمل شده است ؟ موانع عمل به این وظایف چه بوده است؟
  • - آیا انجام رسالت بعد از اتمام دفاع مقدس فقط بر دوش رزمندگان اسلام بوده و یا نهادهای و دستگاهها و یا مسئولانی نیز هستند که انجام این وظایف را بر دوش داشته اند ؟ آیا این دستگاهها و مدیران به وظایف خویش عمل نموده اند ؟
  • - آیا ارزشی که سایر کشورهای دنیا برای رزمندگان و جنگجویان خویش قائل شده اند (و بعد از گذشت سالهای متمادی از پایان جنگ کماکان با برگزاری برنامه های مختلف ، از رشادتهای این عده تجلیل میکند ) ما برای رزمندگانی که در برابر کشوری که با حمایت مالی و نیروی انسانی حدود 66 کشور جهان با ما می جنگید ، از این آب و خاک دفاع نموده اند ، ارزش قائل شده ایم ؟
  • - حمایت از رزمندگان و یا گرامی داشتن آن ، آیا فقط از بعد مادی است ؟

پر واضح است که بعد از پایان دفاع مقدس ، اقدامات ارزشمند فراوانی برای انتقال فرهنگ دفاع مقدس و نسل آن دوره به نسلهای بعدی بعمل امد ، اما متاسفانه کوتاه مدت ، مقطعی و بسیار محدود بود . و گاهی نیز برخی اقدامات باصطلاح تبلیغی انجام شده ، خود به منزله نوعی ضد تبلیغ عمل می نمود و بدینسان ، نسل های بعدی را با نسل دفاع مقدسی ها و فرهنگ دفاع مفدس بیگانه می نمود و دامنه این کاستی ، روز بروز گسترده تر شده که آثار آن را بوضوح در جامعه مشاهده می کنیم .

چند سال قبل  معاون امور سینمائی یکی از وزیران ارشاد جمهوری اسلامی ، با انتقاد از ساخت فیلمهائی ضعیف از موضوع دفاع مقدس بر ضد تبلیغ بودن این قبیل اقدامات تاکید نمود . ایشان افزودند : (نقل به مضمون) وقتی فیلمی جنگی می سازیم که یک رزمنده ایرانی را در حال به اسارت گرفتن یک عراقی بوسیله یک آفتابه نمایش می دهیم ، انتظار ما از برداشت نسل جدید از جنگ چیست؟ طبیعی است که نسل جدید بگوید : وقتی پدران ما با چنین جنگجویان ضعیفی مواجه بوده اند ، لذا نمیتوان به آنان لقب دلاور داد و عمل انان را رشادت تفسیر نمود  .

اکنون که در هفته دفاع مقدس قرار گرفته ایم ، بهتر است متولیان امر و همه دست اندرکاران دفاع مقدس صادقانه اعتراف نموده و با صدای بلند اعلام نمائیم که در خصوص همه این کاستی ها :

آری ما مقصریم

و نسل جدید هیچ تقصیری ندارد . اگر ما به وظیفه خود بنحو مطلوب عمل نمائیم و سپس نسل جدید هیچ رغبتی از خود نشان نداد ، آنگاه میتوان نسل جدید را مقصر دانست .

 امروز نسل جدیدی که با یک دیدار از شلمچه و یا دیداری از مزار شهدائی که قبل از تولد او به شهادت رسیده اند ، براحتی متحول می شود ، بنظر حقیر ، این نسل بهنرین نسل جوان ماست که فقط اندکی همت از جانب متولیان امر را می طلبد تا با اندکی برنامه ریزی صحیح و باور آنان ، ضمیر پاک خویش را در عمل به نمایش بگذارند .

 

 

 

 

شنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٩ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

خداوند در زندگی ما کجاست ؟

ضمن تبریک فرا رسیدن ماه رسول الله(که فرمود شعبان ماه من است) بخصوص اعیاد بزرگ این ماه بزرگ و آرزوی توفیق درک مواهب این ماه برای همه دوستان . فرازهائی از مناجات شعبانیه را برای یاد آوری خویش و همه علاقه مندان تقدیم نموده و سپس به موضوع اصلی این پست خواهم پرداخت .

تاملی کوتاه بر فرازی از مناجات شعبانیه

در این مناجات معارف فراوانی نهفته است . بویژه دربارهء آداب و آیین بنده گی کردن ، شیوه و شگرد با خداروبروشدن ، چگونه از او درخواست کردن، چگونه با او راز دل گفتن و چگونه زبان به عذر و پوزش گشادن و چگونه امیدواری بدو استوار داشتن . نیز در این مناجات دربارهء معنی و مفهوم لقاء خدا و قرب خدا نشانه های لطیف و دلپذیری آمده است .
الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و انر ابصار قلوبنا بضیاءنظرها الیک حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک ... الهی و الحقنی بنور عزک الابهج فاکون لک عارفا و عن سولک منحرفا و منک خائفا مراقبا .
خداوندا ، انقطاع کامل را نصیب ما بنما تا به جایی برسیم که چشم های دل ما حجاب های نور را بدرند و به معدن عظمت تو واصل شوند و روح های ما به قداست عزت مند تو در آویزند... خداوندا ! مرا به عز دلگشای خود ملحق ساز تا شناسای تو باشم و از غیر تو رو برگردانم و از تو بترسم و مراقبت پیشه کنم.(3)
در این چند بند سه نکتهء بسیار مهم آمده است یکی محبت خدا دیگری معرفت به او و سومی و خوف از او و در حقیقت یک ریشه آمده است و دو میوه ، ریشه معرفت است و میوه ها خوف و محبت . و حقیقت دینداری هم جز این نیست . معرفتی عاشقانه و خائفانه . به حقیقت اگر تفکر و گرایش دینی آدمی خالی از محیت و و رحمت باشد نه دیندار حقیقی و نه انسان واقعی است . شیفتهء یاد خدا بودن از محبت بر می خیزد و نشانهء رابطهء عاشقانه است .

خداوند در زندگی ما ، کجاست ؟

اغلب ما در برابر این پرسش معمولا همواره خداوند را ناظر و شاهد در تمامی سئون زندگی دانسته که رضایت خدا را شرط انجام هر کاری ! می دانیم .

اما در حقیقت اکثر قریب به اتفاق ما این پاسخ را یعنوان یک تعارف و صرفا یک ادعای زبانی مطرح میکنیم .

- برای دیدن یک مسابقه فوتبال حاضریم تا ساعتها وقت خود را صرف حضور در استادیومهای ورزشی کنیم اما نمازمان را با سرعتی همچون باد می خوانیم تا رفع تکلیف ! کرده باشیم و حتی حوصله اینکه دقایقی را با خدا به صحبت بگذرانیم نداریم .

- حوصله داریم تا ساعتهای زیادی را صرف شنیدن جوکهای بی مورد و یا غیبت و تهمت دیگران کنیم اما حوصله ای  برای پرداختن به دقایقی جهت طلب استغفار از خداوند نداریم .

- ساعتهاو روزها و ماهها برای رفع خستگی روحی خویش به تفریح و خوشگذرانی در نقاط خوش آب و هوا می پردازیم . اما حوصله سفری یکروزه و حضوری کوتاه در اماکن متبرکه جهت رفع خستگی معنوی و کسب انرژی مثبت برای ادامه زندگی را نداریم . (امام رضا علیه السلام می طلبد و برای همین هم به شمال می رویمنیشخند. و وقتی هم به مشهد می رویم بعد از یک سری پرسه زدنهای طولانی در اماکن تجاری و انجام خریدهای مورد نیاز و تفریح در اماکن خاص ، اندکی هم به حرم آقا می رویم تا زیارتی هم کرده باشیم)

- در برابر واقع شدن در روزهای گرم سال که مصادف با ایام ماه مبارک رمضان است حسابی کلافه شده و از سخت بودن و بعضا غیر ممکن روزه گرفتن در این ایام سحن می رانیم اما هیچگاه از ایام کوتاه ماه مبارک رمضان در زمستان چیزی نمی گوئیم .

- و ....... و ........ و دهها نمونه دیگر که قطعا برای دوستان قابل توصیف است .

با این اوصاف واقعا آیا  فی النفسه برای خداوند با انهمه نعمتهائی که به ما

ارزانی داشته ، جایگاهی در زندگی خویش قائل هستیم ؟

بیائیم تعارفات را کنار گذاشته و دقایقی را لا اقل با خودمان روراست باشیم .  که اگر چنین کنیم ، براحتی می توانیم به دلایل عدم اجابت بسیاری از دعاهایمان و همچنین بروز برخی مشکلات در زندگی خویش پی ببریم .

در انتها به ذکر انواع عبادت کنندگان می پردازم تا هر یک خود را محک زده و ببنیم در کدام دسته قرار داریم  .

شاید خواندن این سطور شروعی برای تحول برای هر یک از ما باشد . انشا لله

اقسام عبادت کنندگان

همانند سایر اصناف مردم، عبادت کنندگان نیز با هم دیگر فرق می کنند. امام حسین علیه السلام در روایتی اقسام عبادت کنندگان را به سه گروه تقسیم می کنند و می فرمایند: «گروهی از مردم به امید پاداش و رسیدن به نعمت های بیشتر، از جمله وارد شدن به بهشت، خدا را عبادت می کنند. این از نوع عبادت سوداگران است. گروهی دیگر از ترس عذاب الهی به بندگی و عبادت مشغول می شوند. این، عبادتِ بردگان است. اما گروهی به جهت شکرگزاری و قدردانی از نعمت های الهی و تسلیم در برابر عظمت خداوند او را عبادت می کنند. این، عبادتِ آزادگان است و بهترین نوعِ عبادات همین نوع بندگی و عبادت است».

شنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٩ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

جدال لفظی

 

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم فرمود :

لا یستکمل عبد حقیقة الایمان حتى یدع المراء و ان کان محقا

هیچکس حقیقت ایمان را کامل نمی کند مگر اینکه جدال لفظی را رها کند هرچند حق با

او باشد.(بهار الانوار ج۲ ص۱۲۸ )

متاسفانه امروزه در اثر بروز مشکلات زندگی و کم حوصله شدن مردم ، شاهد مجادلات

فراوانی بر سر مسائل واهی(که حتی بعضا ارزش مطرح شدن را نیز ندارند) و بعضا مهم

، بین یکدیگر هستیم . که استمرار این روند موجب تشدید فاصله بین افراد جامعه و

گسست غیر قابل باور در جامعه خواهد شد .

جالب اینجاست که معمولا با توجیه اینکه حق با ماست ، بر ادامه مجادله نیز

اصرار می ورزیم .

با توجه به فراوانی این مشکل در جامعه و افزایش روز افزون آن ، با استفاده از

منابع مختلف بر آن شدم تا در این نوشتار به آن بپردازم .

معنی جدال

راغب اصفهانى

 در معنای لغوى مى‏گوید: جدال عبارت است از بحث و گفتگویى

که به منظور کوبیدن طرف و غالب شدن بر او صورت مى‏گیرد و

علت اینکه به این گونه مباحث مجادله مى‏گویند این است  که دو

نفر در برابر یکدیگر به بحث و مشاجره مى‏پردازند تا هر کدام فکر

خود را بر دیگرى تحمیل کند.

از منظر علمای اخلاق  

 در تعریف جدال چنین گفته­اند که شخصی در مقام اعتراض به

سخن دیگری باشد و همتش بر این اساس پایه­ریزی گردد که

عیب و ایراد آن را آشکار سازد با این قصد که او را خوار ساخته،

خود را فردی زیرک و فهیم نشان دهد بدون اینکه انگیزه دینی یا

فایده آخرتی در میان باشد.

جدال در اصطلاح علم منطق

 عبارت است از آن که انسان از مسلّمات طرف مقابل، علیه او

بهره­بردارى کند؛ در مقام استدلال از مقدماتى که طرف قبول

دارد استفاده کند که این روش براى قانع کردن یا خاموش کردن

طرف مقابل بسیار مؤثر است و چنانچه کیفیت برخورد در این

گونه استدلال، متین و خوب باشد همان جدال احسن است که

قرآن آن­را تحسین کرده است .

 

جدال از نگاه قرآن و سنت

این کلمه به سه معنای مجادله حق و مجادله باطل و دفاع در

قرآن بکار رفته است و همه در اصل معنا یکی است و فرق آنها

در مصادیق است: مثلا در آیاتی که می­فرماید: « از آنها که به

خود خیانت کردند دفاع مکن » و «از آنها در پیش خدا، روز قیامت

چه کسی دفاع می­کند » جدال به معنای دفاع به کار رفته است

و در آیه « با آنها (یهودیان) به روشی که نیکوتر است مناظره

کن» به معنای مجادله حق استعمال شده است؛ در آیاتی

همچون «آنها  پس از روشن شدن حق باز با تو مجادله مـی

کنند»  و « بوسیله باطل مجادله می کنند تا بدان وسیله حق را

نابود سازند» مجادله باطل مد نظر واقع شده است. البته ناگفته

نماند اکثر استعمال این کلمه در قرآن در منازعه و مخاصمه و

مجادله ناحق به کار رفته است که در موارد متعدد نهی از آنها

شده است؛ از آن جمله در حج که عملی عبادی، سیاسی،

اجتماعی و... است به صراحت از آن نهی شده است و با این

دستور، تمرین عملی برای حاجیان و قدم گذاران در وادی عشق

و عمل و خودسازی می­دهد. در روایت هم وارد شده است که

روزى پیامبر (ص) برگروهی که مشغول مجادله بودند وارد شدند

وبعد از عتابشان فرمودند:

«پیشینیان شما را جدال و مراء هلاک کرد.»

 آن گاه شروع به بیان آثار وخیم و نامبارک آن کرده، فرمودند:

 

«مجادله را ترک گویید چرا که مؤمن هرگز در بحث به ستیز

نمى‏پردازد، مجادله را ترک گویید که مجادله­گر زیان دیده است و

من در روز قیامت از آنکه مناقشه کند، شفاعت نمی­کنم و هرکه

ترک مجادله کند در حالى­که حق با اوست من برای او سه خانه

در باغهاى جنت و در میانه آن و بالاترین طبقه آن ضمانت می­کنم،

مجادله را ترک کنید زیرا پروردگارم بعد از پرستش بتان اوّلین

چیزى که مرا از آن نهى فرمود «مراء» بود

 

حال باید نگریست که با  این همه تذکر و هشدار آیا باز جایی

برای  آدم عاقل باقی می ماند تا دست به این صفت زشت و

رذیله خانمانسوز بیالاید؟!

 

جدال أحسن و جدال مذموم

 

جدال اگر بحق باشد - یعنى برای اثبات یکى از عقاید حقّه باشد -

 

و قصد و غرض از آن ارشاد و هدایت باشد و طرف مجادله

 

دشمنى و عناد نداشته باشد، این «جدال احسن» است و

 

مذموم نیست، بلکه پسندیده است و از ثُبات در ایمان حکایت می

 

کند و یکی از نتایج نیرومندى معرفت و بزرگى نفس شمرده

 

مى‏شود و اگر جدال به حق نباشد مذموم است و از رذائل قوه

 

غضب یا شهوت به حساب می­آید که همراه با عصبیّت یا غلبه

 

جوئى یا طمع مالى می باشد .

 

علامت جدال احسن، آن است که اگر مطلب حق از جانب طرف

 

مقابل بیان شود هیچ ناراحتی در خود احساس نکند؛ چرا که هر

 

دو به دنبال حق و حقیقت بودند اما علامت مجادله باطل آن است

 

که اگر سخن حق بر زبان شخص مقابل جارى شود جدال کننده

 

ناراحت شود و بخواهد که آنچه او می گوید صحیح باشد و آن را

 

به طریق جدال بر طرف مقابل تحمیل کند و در ضمن آن نقص و

 

عیب و ایراد کلام او را ظاهر سازد.

 

 زمینه­های جدال

 

یکی از غرایز اساسی و خصائص روحی که در ساختمان وجود

 

بشر نهاده شده و او را به تلاش و فعالیتهای مداوم زندگی وا

 

می­دارد «حب ذات» و خود خواهی است. اما باید دانست که

 

سعادت بشر وقتی تأمین می­شود که در بهره­برداری از تمایلات

 

خود دچار رکود یا زیاده روی­نگردد ولی متأسفانه می­بینیم که

 

«خودخواهی» افراط آمیز یکی از عوامل اساسی در پیدایش این

 

خصلت مذموم است و غالباً نهال آن از سرچشمه خودخواهی و

 

خودپسندی سیراب می­شود.

 

البته گاهی مجادله کننده برای گرفتن حق خود و یا بیان احکام و

 

معارف الهی قدم در این وادی می­گذارد که با بیانات قبلی

 

مشخص شد که جدال احسن اشکالی ندارد. اما نوع کسانی­که

 

مرتکب جدال می­شوند یا به خاطر تکبری است که دارند یا

تعصبی که نسبت به یک موضوع یا گروه خاصی دارند و با اینکه

می­دانند اشتباه است حاضر به پذیرش آن نیستند و یا در اثر جهل

به آن می­پردازند و فکر می­کنند با این روش توانایی تغییر نظر

طرف مقابل را دارند. در کل باید اذعان داشت که همه اینها از

وسوسه شیاطین هستند که آنها قدم به قدم و آهسته و آرام

شخص را به تور می اندازند و جدال کننده اسیر دست آنها می­

شود بدون اینکه گاهی خود متوجه باشد .

 

آثار جدال

فرد لجباز برای اینکه خواهش غرورآمیز خود را اعمال نماید در هر

انجمنی سخنی که به میان آید و در هر موضوعی اظهارنظر

شود بدون اینکه قصد راهنمایی و رفع اشتباه داشته باشد بی­

درنگ زبان به اعتراض می­گشاید و با حملات و انتقادهای بی­مورد

درصدد کوبیدن و نابود ساختن شخصیت گوینده برآمده او را به

یاوه­گویی و نفهمی متهم می کند تا بدینوسیله برتری خود را به

اثبات برساند و امتیازات و فضیلت موهوم و خیالی خویش را به

رخ سایرین بکشد و گاهی نیز چهره زشت لجاجت خود را در زیر

نقاب «سئوال کردن» یا «رفع اشتباه» پنهان می­سازد.

لجاجت پیشه با چنین روحیه­ای قضاوت منصفانه را از دست می­

دهد و در حق­کُشی و انواع بی­عدالتی جسور و بی­باک می­گردد

و چه بسا که موجب شک و شبهه‏هائى شود که اعتقادات حقّه

را ضعیف سازد.

البته نباید واکنش این رویه ناپسند را نادیده گرفت؛ زیرا شخصی

که عزتش سرکوب شده و مورد تحقیر قرار گرفته است ناچار

عکس العملهایی از خود نشان خواهد داد و در فرصت­های

مناسب نیروهای خود را به کار انداخته و به جبران تحقیر و اهانتی

که دیده اقدام خواهد کرد. شیوع این صفت در میان یک ملت، به

نابودی وحدت فکری و مسلکی آن ملت و همچنین کشمکشهای

دامنه­دار در عرصه زندگی اجتماعی آنها منجر خواهد شد که

زیانهای ناشی از آن را به آسانی نمی­توان ترسیم کرد. حداقلّ اثر

آن، رویش نفاق درقلب آنها و ایجاد کینه و دشمنی در میان آنان

خواهد بود . چون در اثنای مجادله احساسات به هیجان درآمده،

آهنگ صحبت هر قدر هم ملایم باشد باز در دلها أثر بدی برجای

می­گذارد. در اینگونه موارد کلمه­ای که از روی تندی ادا شود

رشته دوستی را پاره می­کند و چه بسا کلماتی در اثنای آن بر

زبانها جاری شود که پرده­ای از اسرار طرف مقابل را بِدَرد و

آبرویی ریخته شود و عیوب مخفی را نمایان سازد.  سرانجام

این عمل جز محرومیت از شفاعت پیامبر اکرم(ص) چیزی نخواهد

بود.

 

فرق بین جدال و مراء و خصومت

مراء عبارت است از ایراد و اعتراض به سخن دیگرى و اظهار نقص

و خلل در آن به قصد تحقیر و اهانت وى و اظهار برترى و

هوشمندى خود و جدال همان مراء است که مورد و متعلّق آن

مسائل اعتقادى و بیان و تقریر آنها باشد. خصومت نوعى مجادله

و لجاج در گفتار است براى به دست آوردن مالى یا مقصودى

دیگر و این گاهى با ابتدا و شروع به سخن است و گاهى به نحو

اعتراض و مراء جز به صورت اعتراض بر کلام دیگرى نیست. پس

مراء نوعى ایذاء واذیت کردن است و ناشى از عداوت و حسد

مى‏باشد. ولى جدال و خصومت، زمانى از یکى از این دو و زمانى

از غیر این دو ناشى مى‏شود.

 

درمان جدال

راه معالجه مراء و جدال و خصومت این است که بداند که این‏ها

باعث دشمنى و بغض و دورى مى‏شود و مهر و الفت را زایل

کرده، دوستى و یگانگى را از میان مى‏برد. شکّى نیست که

نظام عالم بر همبستگى و یگانگى استوار است و این مقتضاى

عنایت الهى و حکمت ازلى است و اختلاف و تفرقه با آن سازگار

نیست و عاقل نباید مرتکب خلاف فعل و حکمت پروردگار شود.

این علاج علمى است. امّا معالجه عملى آن است که در عمل

همواره بر ضد مراء و جدال و خصومت رفتار کند؛ یعنى گفتار

خوش و سخن نیک داشته باشد و بر آن مواظبت کند، هر چند با

زحمت و به تکلّف باشد تا اینکه ملکه او شود و اضداد آن (مراء و

جدال و خصومت) به کلّى بر طرف گردد.

 در پایان از اینکه متن خیلی طولانی شد پوزش می طلبم اما برای تکمیل

مطلب ناچار بودم .

موفق و شاد و سربلند باشید

 

 

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

خوش آمدید
تماس با ما
وضعيت من در ياهو

لینک دوستان
آب، آيينه، آسمان
آبی تر از دریا
آرزوی فاطمه
از جنس خدا
از خواب تا مرگ
آسمان آبی
آسمان هفتم
آفتاب پائیز
آه اندوه بيكران بگريز
آیات آسمانی
با خاطراتم در سرزمین لاله ها (هلند)
باران مهر
بانوی مهتاب
بچه های آسمان
بنی آدم
به امید تحقق دولت عاشقی
بهار قشنگ
بيچاره ترين نرگس پيماي دنيا
بید مجنون
پرنده مهاجر
تخریبچی دوران
تفحص عشق
تنگ غروب
جمعيت ثارالله۲۷ اراک
چلوکباب
حاج حمید
حديث نفس
حریم دل
حریم دل
حكايت از ياران عشق
حنیف
خاتون نیلوفری
خاک بارون زده
دادگاه رسمی
دارالمجانین
داستانهای کلبه کوچک ما
داغ شقايق
دختران شهید
در جستجوی سايه
درد و دل
دريچه‌اي به سوي ملكوت
دست نوشته های من
دستخط
دفتر خاطرات سپیددار باغ
دکتر سعید
دلتنگیهای دل
دنیای آبی
دنیای زیبای پریا
دنیای سبز من
دولت عاشقی
ديده بان برج مينو
دیافه
دیده بانان
راز آينه
راهیان سفر عشق
رویای نیمه تمام
زميني‌هاي آسموني
ساحل دل
سايموند
سایه صبور
سراي ديگر
سرای خسته دلان
سردار علی
سهیلا ملکی
سید ایثار
عرشیان
عزیز دل برادر
عشق الهی
عصر ارتباطات
عقیق
عکاسخونه
فاطمه زهراف‌عزیز دل مامان و بابا
فرش تا عرش
فريبا احمدی
فيلسوف واقع بين
قصه های عزیز آقا
کانون قرآن مسجد ابوالفضل (ع) بوشهر
کجائيد ای شهيدان خدائی
کشکول
کلبه تنهائی من
کليپ و عکس
کوچه بن بست ما
کوچه خلوت انتظار
کيميای قلم
کيميای ناب
گاهنامه
گل نرگس
گل یخ
گوگله
لحظه اي با امام زمان - عج
لوسیفر
مامان و بابا و دخترشون
مامانی هستی
ماه تابان من
محبت اینجاست
مروارید عرفان
مصباح الهدايه
مهرباني با آدمها
نادعلی(ع) عشاق الزهرا(س)
نردبان آسمان
نرگسی
نسیم حقیقت
نوشته های یک مهندس شیعه
نیم نگاهی به خاطراتم در المان
هميشه با تو
هوای شرجی
والتين و ازيتون
وبلاگ خبری صدرا
وبلاگ گروه فرهنگی ثارالله 27 اراک
يک بهانه
یاد ایام
یاد باد آن روزگاران یاد باد
یه مسافر
عشاق الرضا
اندیشه برتر
یه بنده خدا
مهندس صنایع
توانا رسانه نوین
آدمیان
کلبه تنهائی
نازنین پسر
سلطان عشق و وفا حضرت ابالفضل العباس
اندیمشکی
وبلاگ فارسی
......


نویسنده





Powered by WebGozar


لوگوی دوستان

مطالب پیشین
صفحه نخست
۱۳٩٠/٩/٢٦
۱۳٩٠/٩/٥
۱۳٩٠/۸/٢۱
۱۳٩٠/٧/۳٠
۱۳۸٩/۱۱/٢
۱۳۸٩/٩/۱۳
۱۳۸٩/۸/۱
۱۳۸٩/٦/٢٧
۱۳۸٩/٤/٢٦
۱۳۸٩/۳/٢٩
۱۳۸٩/۳/٢٢
۱۳۸٩/۳/۸
۱۳۸٩/۱/٢۸
۱۳۸٩/۱/٧
۱۳۸۸/۱٢/٢٢
۱۳۸۸/۱۱/۱٠
۱۳۸۸/۱٠/۱٢
۱۳۸۸/٩/٢۱
۱۳۸۸/٩/۱٤
۱۳۸۸/٩/٧
۱۳۸۸/۸/۳٠
۱۳۸۸/۸/۱٦
۱۳۸۸/۸/٩
۱۳۸۸/۸/٢
۱۳۸۸/٧/۱۸
۱۳۸۸/٥/۳۱
۱۳۸۸/٤/٢٧
۱۳۸۸/٤/۱۳
۱۳۸۸/۳/٢۳
۱۳۸۸/۳/۱٦
۱۳۸۸/٢/۱٩
۱۳۸۸/۱/۱٥
۱۳۸٧/۱٢/٢٤
۱۳۸٧/۱٢/۱٠
۱۳۸٧/۱۱/٥
۱۳۸٧/۱٠/٢۸
۱۳۸٧/۱٠/٧
۱۳۸٧/٩/۱٦
۱۳۸٧/٩/٢
۱۳۸٧/۸/٤
۱۳۸٧/٧/٢٧
۱۳۸٧/٧/۱۳
۱۳۸٧/٧/٦
۱۳۸٧/٦/٢۳
۱۳۸٧/٦/٩
۱۳۸٧/٥/۱٢
۱۳۸٧/٤/٢٢
۱۳۸٧/۳/۱۸
۱۳۸٧/۳/۱۱
۱۳۸٧/٢/٢۱
۱۳۸٧/۱/۳۱
۱۳۸٦/۱٢/٢٥
۱۳۸٦/۱۱/۱۳
۱۳۸٦/۱٠/۱٥
۱۳۸٦/۱٠/۱
۱۳۸٦/۸/٥
۱۳۸٦/٧/٢۱
۱۳۸٦/٦/۳۱
۱۳۸٦/٦/۱٠
۱۳۸٦/٥/٢٧
۱۳۸٦/٤/٩
۱۳۸٦/۳/۱٩
۱۳۸٦/۳/٥
۱۳۸٦/٢/٢٩
۱۳۸٦/٢/۸
۱۳۸٥/۱٠/۳٠
۱۳۸٥/۱٠/٢
۱۳۸٥/٩/٤
۱۳۸٥/۸/۱۳
۱۳۸٥/٧/۱٥
۱۳۸٥/٧/۱
۱۳۸٥/٥/٢۸
۱۳۸٥/٥/۱٤
۱۳۸٥/٤/۳۱
۱۳۸٥/٤/۱٧
۱۳۸٥/٤/۱٠
۱۳۸٥/۳/٢٠
۱۳۸٥/۳/۱۳
۱۳۸٥/۳/٦
۱۳۸٥/٢/٢۳
۱۳۸٥/٢/٩
۱۳۸٥/٢/٢
۱۳۸٥/۱/۱٩
۱۳۸٤/۱٢/٢٠
۱۳۸٤/۱۱/۸
۱۳۸٤/٩/۱٩
۱۳۸٤/۸/٧
۱۳۸٤/٧/۱٦
۱۳۸٤/٤/٤
۱۳۸٤/٢/۳۱
۱۳۸٤/٢/۱٠
۱۳۸٤/۱/٢٧
۱۳۸۳/۱٢/٢٩
۱۳۸۳/۱٢/۸
۱۳۸۳/۱۱/٢٤
۱۳۸۳/۱۱/۱٧
۱۳۸۳/۱۱/۱٠
۱۳۸۳/۱۱/۳
۱۳۸۳/۱٠/۱٢
۱۳۸۳/٩/٢۱
۱۳۸۳/۸/۳٠
۱۳۸۳/۸/۱٦
۱۳۸۳/۸/٩
۱۳۸۳/۸/٢
۱۳۸۳/٧/٢٥
۱۳۸۳/٧/٤
۱۳۸۳/٦/٢۸
۱۳۸۳/٦/۱٤
۱۳۸۳/٥/۳
۱۳۸۳/۳/۳٠
۱۳۸۳/۳/٢
۱۳۸۳/٢/۱٩
۱۳۸۳/٢/٥
۱۳۸۳/۱/٢٢
۱۳۸۳/۱/۱٥
۱۳۸۳/۱/۱
۱۳۸٢/۱٢/۱٦
۱۳۸٢/۱۱/۱۱
۱۳۸٢/٩/۱٥
۱۳۸٢/٩/۱
۱۳۸٢/۸/۱٠
۱۳۸٢/٧/۱٩
۱۳۸٢/٥/۱۸
۱۳۸٢/٥/٤
۱۳۸٢/٤/٢۸
۱۳۸٢/٤/٧
۱۳۸٢/۳/۳۱
۱۳۸٢/۳/٢٤
۱۳۸٢/۳/۱٧
۱۳۸٢/۳/۱٠
۱۳۸٢/۳/۳
۱۳۸٢/٢/٢٧
۱۳۸٢/٢/٢٠
۱۳۸٢/٢/۱۳
۱۳۸٢/٢/٦
۱۳۸٢/۱/٢۳
۱۳۸٢/۱/۱٦
۱۳۸٢/۱/٩
۱۳۸۱/۱٢/٢٤
۱۳۸۱/۱٢/۱٧
۱۳۸۱/۱٢/۱٠
۱۳۸۱/۱۱/٢٦
۱۳۸۱/۱۱/۱٢
۱۳۸۱/۱۱/٥
۱۳۸۱/۱٠/٢۸
۱۳۸۱/۱٠/٢۱
۱۳۸۱/۱٠/۱٤
۱۳۸۱/٩/۳٠
۱۳۸۱/٩/٢۳
۱۳۸۱/٩/۱٦
۱۳۸۱/٩/٩
۱۳۸۱/٩/٢
۱۳۸۱/۸/٢٥

br>
حدیث روز - نوای دل