السلام علیک یا ثار الله - السلام علیک یا ابا عبدالله

 

 

هر سال که محرم فرا می رسد ، باز داغ دل هر مسلمان عاشق اهل بیت تازه

 میشود و این داغ را در اعماق وجودش حس می کند .

چند روز تا فرا رسیدن محرم باقی نمانده است . مدتهاست بدلایلی توفیق

 نوشتن از من سلب شده و از مصاحبت با مخاطبین خویش محروم گشته ام .

امروز که برای یافتن مطلبی در اینترنت جستجو می کردم ، نوشته بسیار

 زیبائی از استاد جواد محدثی یافتم که در سال 1385 از ایشان منتشر گردید و

 حرف دل بسیاری از علاقه مندان به خاندان اهل البیت علیهم السلام اجمعین و

 عزاداران واقعی محرم بود .

لذا بدون هر گونه توضیح بیشتر ، عین مطلب مورد اشاره را تقدیم شما عزیزان

 مینمایم . مطمئنم اگر قبلا نیز این سطور را مطالعه نموده باشید نیز از شیرینی

 آن کاسته نخواهد شد و قطعا مطالعه مجدد آن مفید و جذاب خواهد بود .

*******************************************

استاد جواد محدثی :

متأسفانه طی سال‌های اخیر در جامعه ما آمار شاعران و مداحان در حال

 افزایش است ولی عمل و فعالیت آن‌ها بار محتوایی ندارد. بیشتر اشعار آنها

 احساسی و بیان احساس‌های فردی است و فاقد پشتوانه معرفتی است.


وی با بیان این‌که اشعار سخیف و سبک در اشعار زیاد دیده می‌شود، گفت: ما

 شعرهای غنی و پرمحتوا کم نداریم. طلاب و خطبا باید از عناصر شعری

مناسب برای تثبیت و جذب جوانان به مباحث خود بهره ببرند.


 مبلغان و خطبای با تجربه و عالم باید مردم را از تمام نیازهای روحی و معنوی

 بی‌نیاز کنند ، در غیر این صورت مردم برای پرکردن خلأهای موجود از مداحان

 استفاده می‌کنند و عاقبت هم همین می‌شود.


 وعاظ باید با مداحان انس و دوستی برقرار کنند و نباید در مقابل یکدیگر

 موضع‌گیری کنند. وعاظ بامداحان به صورت خصوصی جلسات معارفی و

 معرفتی برگزار کنند و معارف را در اختیار آنها قرار دهند و از خنثی کردن

 تلاش‌های یکدیگر به شدت بپرهیزند. امروز، مداحان در جامعه ما از موقعیت

‌ ویژه‌ای برخوردار شده‌اند و باید به کارها و اشعار آنها جهت مناسب داده شود.

 

دلنوشته دیگری از استاد جواد محدثی تحت عنوان : الا ای محرم

http://mehrabnews.ir/index.aspx?siteid=140&pageid=45950&newsview=186693

چهارشنبه ۸ آبان ۱۳٩٢ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بیائیم اول خودمان را محکوم کنیم!؟

 

بیائیم اول خودمان را محکوم کنیم!؟

کاسبی از گرانفروشی یک عمده فروش گله میکرد و از اینکه کالای موجود در

انبار که با نرخ قدیم خریداری شده را با نرخ جدید و گرانتر از قبل بین عاملین

فروش توزیع می نمود شکوه داشت . در حالی که خود وی بارها همین رفتار

را با مشتریان بی پناه خود داشت و همچنان بر تکرار عمل خویش اصرار می

ورزید .

شهروند دیگری نیز از بی رحمی برخی مردم نسبت به یکدیگر شکوه داشت .

اما هیچگاه از بیرحمی خویش نسبت به سایر مردم سخن بر زبان نمی راند .

============================

بدگوئی از دیگران و انتقاد به عملکرد سایرین بسیار شیرین و در عین حال

ساده و بی هزینه! است . ضمن اینکه متاسفانه جذابیت خاصی برای اغلب

مخاطبین دارد .

بر همین اساس عادت کرده ایم که به راحتی بر طبل اعتراض و بدگوئی

نسبت به دیگران بکوبیم و جالب تر اینکه همواره خود را محق دانسته و بر

صحت رفتار و حقانیت ! خود صحه می گذاریم .

آیا هیچگاه به رفتار , گفتار و کردار خود اندیشیده ایم ؟

آیا قبل از هر عمل و یا بیان گفتاری , از صحت عمل و یا گفتار خویش اطمینان

حاصل نموده ایم؟

با تاملی بسیار سطحی و کوتاه , براحتی میتوان به تکرار مکرر همان عمل و

یا گفتار نکوهیده توسط خودمان پی ببریم .

راستی ما را چه میشود که عمل دیگران مذموم , اما همان عمل توسط ما

مستوجب تحسین است؟

بیائیم برای یک بار هم که شده ’ وقتی به اشتباه خود پی بردیم ,

حد اقل نزد وجدانمان عمل خویش را محکوم کنیم و به جای

محکومیت دیگران به اصلاح رفتار و گفتار خویش بپردازیم .

 

مطمئن باشید هر گاه خودمان را اصلاح کنیم جامعه نیز اصلاح خواهد شد .

چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون

 

 

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

                                         آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

 

روح بلند خادم پیر انقلاب اسلامی و پدر مومن و مهربانم پس از یک دوره نسبتا

طولانی بیماری به آسٍمان پرکشید وقلبمان را جریحه دار و دلمان را داغدارنمود.

به همین مناسبت مجلس ترحیمی از ساعت 15.30 الی17.00روز 5 شنبه مورخ

 27 /7/91 درمسجدقدس واقع درخیابان پیروزی-نبش خیابان اول نیروی هوائی

برگزار خواهد شد .

مطمئنا حضور شما موجب شادی روح آن عزیز سفر کرده و تسلی خاطرمان

خواهد بود .

 

یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

مسلمانان میانمار در میان آتش و خون

السلام علیک یا ابا صالح المهدی(عج)

بسم رب الشهدا
آجرک الله بقیه الله
به من خبر رسیده که یکى از آنان به خانه زن مسلمان و زن غیر مسلمانى که در پناه ‏اسلام جان و مالش محفوظ بوده وارد شده و خلخال و دستبند،گردن بند،و گوشواره ‏هاى آنها را از تن‏شان بیرون آورده است...در حالى که هیچ وسیله‏ اى براى دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته‏ اند،آنهابا غنیمت فراوان برگشته ‏اند بدون اینکه حتى یک نفر از آنها زخمى گردد و یا قطره ‏اى خون‏ از آنها ریخته شود اگر به خاطر این حادثه مسلمانى از روى تاسف بمیرد ملامت نخواهد شد،و از نظر من‏ سزاوار و بجا است!(نهج البلاغه خطبه 27)
ای اقیانوس ایستاده عدالت ، یا مهدی ...
ای فرزند خلف زهرا و ای علی حاضر و امام زمان...
برخیز و ببین و بشنو صحبت از خلخال یک پیرزن یهودی نیست سخن از تجاوز به پنج هزار زن مسلمان است .
سخن از جنین هایی است که از رحم مادر بیرون کشیده می شوند.
سخن از انسانهایی است که زنده زند در آتش سوختند ،نه یک نفر و نه ده نفر که بیست هزار نفر...
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس
برگرد ...
برگرد...
برگرد آقا جان اینها می گویند بودایی ها صلح طلب هستند
اینها می گویند باید "دالایی لاما " را الگوی صلح خویش قرار دهید ... همو که بوسه بر دست شیمون پرز زد و در برابر دیوار ندبه شاید چنین روزی را آرزو می کرد...

یا ابا صالح ای صلاه روز آدینه برگرد...
اینان که در میانمار به خاک و خون کشیده می شوند مسلمانند و حب رسول خدا در دل دارند.
اینان روزی پنج مرتبه تو را اقامه می کنند هرچند نمی دانند. مولا جان تو را به علی اصغر های بیگناه این امت برگرد..

برگرد ...
اعتراف می کنیم بی تو نمی توانیم برگرد..
جهان تشنه عدالت فرزند علی است
مولای آوارگان و مظلومان تو را نشاید که آه و فغان بیوه زنی را بشنوی و اجابت نکنی ...

تو امام زمانی ، یابن امیرالمومنین برگرد اینها مسلمانند.

سخن از خلخال نیست ، حرف ناموس است.

مولا جان قمه به دستان بودایی به هیچ کس رحم نمی کنند... برگرد.
مولا جان اینجا اگر سگ یک یهودی را برانند شورای امنیت قطعنامه صادر می کند،
برگرد ... شورای امنیت صدای این ظلم کبیر را نمی شنود، اینها گوش ها شان بدهکار ما نیست.
آقا جان سخن از سرخ پوشان یزیدی نیست حرف سرخ جامگان بودایی است.

آقا جان خانم کلینگتون که به میانمار رفت به یمن قدو مش تا کنون بیست هزار نفر را قربانی کرده اند.هیچ کس هیچ چیز نمی گوید گویی اتفاقی نیافتاده.
مولا جان اینجا هم برای سرهای بریده هدیه می دهند خانم اشتون گفت تمام تحریم های دولت میانمار لغو خواهد شد چرا که اصلاحات را آغاز کرده است.
مولا جان اینجا اصلاحات یعنی مسلمان کشی ...
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا یَشْعُرُون
آقا جان سخن از خلخال نیست سخن از خیمه سوزانی دیگر است...سخن از اصحاب اخدود است همانی که اینها هلوکاست می نامند...

سخن از خلخال نیست حرف اشک های روان بر گونه هاست...

آقا جان سخن از خلخال نیست حرف نشستن عمود های آهنین بر سر هاست ...
آقا جان سخن از خلخال نیست حرف حلقوم های بریده است... اینجا یه جای این که سر ها را به نیزه کنند نیزه را در سرها می کنند...
اینجا آب را بر مسلمانان نبستند ، مسلمانان را به آب بستند...

تو را به ریش به خون خضاب شده ، تو را به گونه به خاک کشیده شده ،تو را به پیشانی شکسته برگرد...
برگرد فقط برگرد ... هیچ اتفاق دیگری مرا آرام نخواهد کرد...


به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است...

یکشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

خرمشهر را خدا آزاد کرد

عملیات بیت المقدس(آزاد سازی خرمشهر)

 

 

 

 

 

 

امام خمینى (ره) این حماسه بزرگ را «فتح الفتوح» نامیدند و متواضعانه فرمودند:
«من بر دست و بازوى رزمندگان بوسه مى زنم و بر این بوسه افتخار مى کنم»
فتح الفتوح مقدمه آزادى خرمشهر
پس از عملیات فتح المبین، یک گام دیگر تا آزادسازى کامل مناطق استراتژیک ایران باقى مانده بود و آن، آزادى خرمشهر به عنوان نماد توازن سیاسى ـ نظامى بود که بدین ترتیب، استراتژى عراق و متحدان بین المللى و منطقه اى آن به طور کامل به شکست مى انجامید و اراده دینى و ملى ملت ایران در سخت ترین شرایط تاریخى (که در دوران معاصر نظیر نداشت) تحقق مى یافت. بدین ترتیب، عملیات بیت المقدس با هدف آزادسازى خرمشهر در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ تنها ۴۰ روز پس از عملیات فتح المبین آغاز شد. اما حساسیت و اهمیت هدف هاى ایران و عراق در این منطقه موجب شد که عملیات به مدت ۲۵ روز به درازا بکشد. ولى در نهایت رزمندگان اسلام، در حالى که در شرایط بسیار دشوار آب و هوایى (گرماى سخت جنوب) مى جنگیدند، در اوج اقتدار، خرمشهر را آزاد کردند. عملیات بیت المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگیرى و نیز موانع بسیار، چنان بزرگ و شگفت انگیز بود که امام خمینى (ره) هشتم خرداد ۱۳۶۱ فرمودند:
«فتح خرمشهر یک مسأله عادى نبود، این که ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر به صف براى اسارت بیایند و تسلیم شوند مسأله عادى نیست، بلکه مافوق طبیعت است.»


عمده ترین این هدف ها عبارتند از: آزادسازى مناطق اشغالى و انهدام ارتش عراق؛ که پس از پایان دوره آزادسازى تقریباً به طور کامل تحقق یافت. سرزمین هاى اشغالى جنوب کشور که مهم ترین برگ برنده عراق به شمار مى رفت، کاملاً آزاد شد. در عملیات فتح المبین و بیت المقدس ۲۴ هزارتن از نیروهاى عراق به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. همچنین، تنها در عملیات بیت المقدس ۱۶ هزار تن از آنها کشته شدند. علاوه بر این، در این دو عملیات، ۵۱۱ دستگاه تانک و نفربر، ۳۸ فروند هواپیما و ۸۰ قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد و شمارى بیش از این (به جز هواپیما) به غنیمت درآمد. بدین ترتیب دوره اول با ناکامى دشمنان دربرابر اراده خدا و ملت به پایان رسید.

در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.
بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.
 اهداف عملیات
مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.
-         آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عملیات
منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه             کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.
منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون،  کرخه کور و اروند  بود.
طرح عملیات
در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.
هم چنین، شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.
بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:
1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).
3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).
شرح عملیات
سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.
شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.
عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم کرد:
مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور کرده و منطقه ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود که فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.
مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.
عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند.
مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.
مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361:
سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.
در روز دوم خرداد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز کرد و یگان هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.
در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.
 در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.
در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.
بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.
رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند .

نتایج عملیات
-     طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.
میزان انهدام یگان های دشمن
لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.
لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.
لشگر 7 پیاده: 40 درصد.
لشگر 5 مکانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.
تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.
تیپ 109 پیاده: 60 درصد
تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.
تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بیائیم با اراده جمعی ؛ این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم

 

امروز ایمیلی را دریافت کردم که بنظرم بسیار جالب و جذاب آمد . لذا بدون هیچ

مقدمه ای عین متن دریافتی را تقدیم حضورتان میکنم :

 

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم

شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.

کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...

با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.

 

یک روز یه ترکه .....

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس... ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش

و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو،

برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 

یه روز یه رشتیه..

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو

این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل

احتراز می کرد

 

یه روز یه قزوینیه ...

به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر

جا نهاد

 

 یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر

و  اصفهانی

 

تا اینکه یه عده رمزدوستی ما روکشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری

شادیم

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و

متفاوتی هستند

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

آنقدر این ایمیل را بفرستیم و

بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به

هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد

و با هم یکی باشیم

مثل همیشه،

مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار

لینک پست مرتبط :

http://akherat.persianblog.ir/1389/8/1/

یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

سال نو مبارک

یا مقلب القلوب و الابصار

 یا مدبر اللیل و النهار

 یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

با آرزوی 12 ماه شناخت صحیح

 52 هفته معرفت آسمانی

 365 روز صداقت 8760

 ساعت مهربانی

52500 دقیقه توکل به خدا

 3105000 ثانیه غرق در لذت بخش ترین عشق

 هستی...

 
سال نو مبارک

یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بیائیم در ایام پایانی سال برای افراد بی بضاعت و ضعیف جامعه گریه کنیم !!!!

بیائیم در ایام پایانی سال به حال افراد بی بضاعت و

ضعیف جامعه گریه کنیم !!!! 

 

http://up98.org/upload/server1/01/z/3ayf43oyrdrmf2mlnfva.jpg

 

 

- وقتی یکی را میبینم که از پرخوری می ترکد و دیگری از فرط گرسنگی به

خود می پیچد و می میرد ، گریه ام  می گیرد .

- وقتی با بچه ها برا تفریح در کوچه و خیابان پرسه میزنم و با شوق و ذوق

تمام , فست فود های رنگارنگ را برایشان تهیه کرده و به خوردن مشغول می

شویم و فقیری را می بینم که ملتماسنه,با نگاهش لقمه نانی را طلب می کند ,

سخت دلم برایش می سوزد و گریه ام می گیرد .

- وقتی با بسته های سنگین لباسهای زیبا و گرانقیمتی که از فروشگاههای

شمال شهر برای فرزندانم خریده ام ، بیرون می آیم و می بینم که زن و مرد و

دختر و پسران بینوائی که برای حفظ بدن نحیف خود از سرما ، توان تهیه

مختصر لباس مندرسی را ندارند و با حسرت به من نگاه میکنند گریه ام می

گیرد .

- وقتی ضجه و ناله کودک یتیمی را که بر مزار پدر  از عمق جان ,حضورش را

طلب می کند ، گریه ام می گیرد .

- وقتی بیماری را می بینم که به دلیل نداشتن هزینه های درمان خویش ،

ناچارا مرگ را در آغوش می کشد ، دلم برایش می سوزد و گاهی هم گریه ام

می گیرد .

- وقتی کبودی دست و  صورت کودکی که از فرط سرما به خود می پیچد و در

خیابان از راکبین خودروهای رنگارنگ وجهی را طلب می کند می بینم ، دلم

برایش می سوزد و  گریه ام می گیرد .

وقتی صاحب خانه ای اسباب و اثاثیه خانواده ای را که توان پرداخت اجاره بهای

خود را ندارند ، در خیابان می ریزد ، از درون ، گریه ام می گیرد  .

وقتی کارگری را می بینم که از فرط ناچاری و برای تامین هزینه بیماری و یا

ازدواج فرزندش ، کلیه خود را به حراج گذاشته  ، حسابی گریه ام می گیرد .

وقتی ...............

وقتی .........................

وقتی .................................

اگر در صحرای کربلا هم بودم و می دیدم که سپاهیان ابن زیاد چه بر سر امام

حسین(ع) و اصحاب ان حضرت می اوردند ، باز هم گریه ام می گرفت !!!!

 

راستی چقدر گریه ام می گیرد ؟!!! نه ؟

دلیلش کاملا روشن است .

گریه ، کم هزینه ترین و بی دردسر ترین و راحت ترین کاریست که از من ساخته

است !؟!؟

 

گرسنه ای نزد ثروتمندی رفت و طلب قرص نانی نمود . مرد ثروتمند با صدای

بلند شروع به گریستن نمود . فقیر علت گریستن او را جویا شد . پاسخ شنید :

تنها کاری که از من ساخته است ، همراهی و همدردی با توست !!!!!؟

 

 

راستی !!؟

 

بی تفاوتی و بی عاری تا کجا ادامه خواهد داشت ؟

 روند انحطاط اخلاق جامعه تا کجا پیش خواهد رفت ؟

 آیا آثار این رویه  دامن ما را نیز خواهد گرفت ؟

آیا علت بروز بخش زیادی از نابسامانی های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و

حتی اعتقادی  را نباید قبل از هر چیز در رفتار خودمان بجوئیم ؟

دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

آرامش یا آسایش؟

آرامش یا آسایش؟

عمریست   که  آرامش مان  را  قربانی  آسایش مان  کرده ایم

تا  شاید

آسایش  بیشتری نصیبمان  گردد

صد حیف

امروز  دیگر  نه  آسایش  گذشته  برایمان  باقی  مانده  و  نه

  آرامشی

دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد

دیو چو بیرون رود

فرشته درآید

 

نیمه شب تابستان سال 1357 بود . در سنین نوجوانی و در حالی که  برای

 خوابیدن آماده میشدم ، ناگهان صدائی را شنیدم که با صدای بلند فریاد می زد :

آهای نامسلمونا ! چرا مغازه برادرای دینی تون رو به آتش میکشین ؟

اینها همشهریهای شما هستند . چرا رحم نمیکنید؟ 

شمارو به خدا ،مغازه های مردم  رو آتیش نزنین .

این جملات چندین بار تکرار شد و متعاقب آن فریاد صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی

 بگوش رسید و دقایقی بعد سکوت همه جا را فرا گرفت .

پدرم گوئی که از ماجرا کاملا با خبر بود ، استغفار کرد و گفت : خدا لعنتتان کند .

پرسیدم : اینها کی هستند؟ و چرا این مغازه مردم رو آتش می زنند؟  پاسخ داد : شما

 کاری با این کارها نداشته باش و برو بخواب که صبح کلی کار داریم . 

با این جواب ، حس کنجکاویم بیشتر تحریک شد و تصمیم گرفتم تا از برادر بزرگترم (که از

انقلابیون بود) ، موضوع را جویا شوم . اما او هنوز به خانه برنگشته بود  .

اول صبح سراغ برادرم رفتم و ماجرای شب گذشته را جویا شدم . پاسخ داد :

پلیسها بودند که مغازه ها را آتش می زدند . با تعجب پرسیدم : مگر پلیس هم مغازه

 کسی را آتش میزند ؟ جواب داد : میدانی کسی که فریاد میزد که بود؟ پاسخ دادم خیر .

جواب داد :  من با چشمان خودم دیدم که یکی از پلیسها (با لباس شخصی) ، ضمن

 اینکه بهمراه چند تن دیگر ازمامورین شهربانی در حال آتش زدن چند مغازه بودبا بلندگو،

 جملات مورد نظر را بر زبان جاری می نمود .

با تعجب پرسیدم : این کار خیلی عجیب و غیر قابل باور است . بنظر تو چرا یک پلیس

باید چنین کاری کند؟

پاسخ گفت : رژیم شاه ، انقلابیون را خراب کار معرفی می کند و برای تخریب افکار

 عمومی نسبت به انقلابیون و اثبات این ادعای خود باید شواهدی را نیز داشته باشد .

 لذا  با تصور اینکه در نیمه شب کسی آنها را نمی بیند ، با انجام این قبیل کارها

 میخواهند هم ادعای خود را اثبات و هم با ایجاد نارضایتی ، ذهن مردم را نسبت به

 انقلابیون بدبین کنند . 

 

امروز وقتی با یاد این ماجرا و موارد مشابه می افتم ، بیاد وعده الهی میافتم

که فرمود :

 

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ

 

می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خداوند کامل کننده

 نور خویش است ، اگرچه کافران را ناخوش آید .

 

 

 

چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()


نویسنده





Powered by WebGozar


لوگوی دوستان

مطالب پیشین
صفحه نخست
۱۳٩٢/۸/٤
۱۳٩۱/۸/٦
۱۳٩۱/٧/٢٢
۱۳٩۱/٥/٧
۱۳٩۱/٢/۳٠
۱۳٩۱/٢/٢
۱۳٩٠/٩/٥
۱۳٩٠/٩/٢٦
۱۳٩٠/۸/٢۱
۱۳٩٠/٧/۳٠
۱۳٩٠/۱٢/٢٧
۱۳٩٠/۱٢/٢٠
۱۳٩٠/۱۱/۸
۱۳٩٠/۱۱/۱٥
۱۳۸٩/٩/۱۳
۱۳۸٩/۸/۱
۱۳۸٩/٦/٢٧
۱۳۸٩/٤/٢٦
۱۳۸٩/۳/۸
۱۳۸٩/۳/٢٩
۱۳۸٩/۳/٢٢
۱۳۸٩/۱۱/٢
۱۳۸٩/۱/٧
۱۳۸٩/۱/٢۸
۱۳۸۸/٩/٧
۱۳۸۸/٩/٢۱
۱۳۸۸/٩/۱٤
۱۳۸۸/۸/٩
۱۳۸۸/۸/۳٠
۱۳۸۸/۸/٢
۱۳۸۸/۸/۱٦
۱۳۸۸/٧/۱۸
۱۳۸۸/٥/۳۱
۱۳۸۸/٤/٢٧
۱۳۸۸/٤/۱۳
۱۳۸۸/۳/٢۳
۱۳۸۸/۳/۱٦
۱۳۸۸/٢/۱٩
۱۳۸۸/۱٢/٢٢
۱۳۸۸/۱۱/۱٠
۱۳۸۸/۱٠/۱٢
۱۳۸۸/۱/۱٥
۱۳۸٧/٩/٢
۱۳۸٧/٩/۱٦
۱۳۸٧/۸/٤
۱۳۸٧/٧/٦
۱۳۸٧/٧/٢٧
۱۳۸٧/٧/۱۳
۱۳۸٧/٦/٩
۱۳۸٧/٦/٢۳
۱۳۸٧/٥/۱٢
۱۳۸٧/٤/٢٢
۱۳۸٧/۳/۱۸
۱۳۸٧/۳/۱۱
۱۳۸٧/٢/٢۱
۱۳۸٧/۱٢/٢٤
۱۳۸٧/۱٢/۱٠
۱۳۸٧/۱۱/٥
۱۳۸٧/۱٠/٧
۱۳۸٧/۱٠/٢۸
۱۳۸٧/۱/۳۱
۱۳۸٦/۸/٥
۱۳۸٦/٧/٢۱
۱۳۸٦/٦/۳۱
۱۳۸٦/٦/۱٠
۱۳۸٦/٥/٢٧
۱۳۸٦/٤/٩
۱۳۸٦/۳/٥
۱۳۸٦/۳/۱٩
۱۳۸٦/٢/۸
۱۳۸٦/٢/٢٩
۱۳۸٦/۱٢/٢٥
۱۳۸٦/۱۱/۱۳
۱۳۸٦/۱٠/۱٥
۱۳۸٦/۱٠/۱
۱۳۸٥/٩/٤
۱۳۸٥/۸/۱۳
۱۳۸٥/٧/۱٥
۱۳۸٥/٧/۱
۱۳۸٥/٥/٢۸
۱۳۸٥/٥/۱٤
۱۳۸٥/٤/۳۱
۱۳۸٥/٤/۱٧
۱۳۸٥/٤/۱٠
۱۳۸٥/۳/٦
۱۳۸٥/۳/٢٠
۱۳۸٥/۳/۱۳
۱۳۸٥/٢/٩
۱۳۸٥/٢/٢۳
۱۳۸٥/٢/٢
۱۳۸٥/۱٠/۳٠
۱۳۸٥/۱٠/٢
۱۳۸٥/۱/۱٩
۱۳۸٤/٩/۱٩
۱۳۸٤/۸/٧
۱۳۸٤/٧/۱٦
۱۳۸٤/٤/٤
۱۳۸٤/٢/۳۱
۱۳۸٤/٢/۱٠
۱۳۸٤/۱٢/٢٠
۱۳۸٤/۱۱/۸
۱۳۸٤/۱/٢٧
۱۳۸۳/٩/٢۱
۱۳۸۳/۸/٩
۱۳۸۳/۸/۳٠
۱۳۸۳/۸/٢
۱۳۸۳/۸/۱٦
۱۳۸۳/٧/٤
۱۳۸۳/٧/٢٥
۱۳۸۳/٦/٢۸
۱۳۸۳/٦/۱٤
۱۳۸۳/٥/۳
۱۳۸۳/۳/۳٠
۱۳۸۳/۳/٢
۱۳۸۳/٢/٥
۱۳۸۳/٢/۱٩
۱۳۸۳/۱٢/۸
۱۳۸۳/۱٢/٢٩
۱۳۸۳/۱۱/۳
۱۳۸۳/۱۱/٢٤
۱۳۸۳/۱۱/۱٧
۱۳۸۳/۱۱/۱٠
۱۳۸۳/۱٠/۱٢
۱۳۸۳/۱/٢٢
۱۳۸۳/۱/۱٥
۱۳۸۳/۱/۱
۱۳۸٢/٩/۱٥
۱۳۸٢/٩/۱
۱۳۸٢/۸/۱٠
۱۳۸٢/٧/۱٩
۱۳۸٢/٥/٤
۱۳۸٢/٥/۱۸
۱۳۸٢/٤/٧
۱۳۸٢/٤/٢۸
۱۳۸٢/۳/۳۱
۱۳۸٢/۳/۳
۱۳۸٢/۳/٢٤
۱۳۸٢/۳/۱٧
۱۳۸٢/۳/۱٠
۱۳۸٢/٢/٦
۱۳۸٢/٢/٢٧
۱۳۸٢/٢/٢٠
۱۳۸٢/٢/۱۳
۱۳۸٢/۱٢/۱٦
۱۳۸٢/۱۱/۱۱
۱۳۸٢/۱/٩
۱۳۸٢/۱/٢۳
۱۳۸٢/۱/۱٦
۱۳۸۱/٩/٩
۱۳۸۱/٩/۳٠
۱۳۸۱/٩/٢۳
۱۳۸۱/٩/٢
۱۳۸۱/٩/۱٦
۱۳۸۱/۸/٢٥
۱۳۸۱/۱٢/٢٤
۱۳۸۱/۱٢/۱٧
۱۳۸۱/۱٢/۱٠
۱۳۸۱/۱۱/٥
۱۳۸۱/۱۱/٢٦
۱۳۸۱/۱۱/۱٢
۱۳۸۱/۱٠/٢۸
۱۳۸۱/۱٠/٢۱
۱۳۸۱/۱٠/۱٤

br>
حدیث روز - نوای دل