خرمشهر را خدا آزاد کرد

عملیات بیت المقدس(آزاد سازی خرمشهر)

 

 

 

 

 

 

امام خمینى (ره) این حماسه بزرگ را «فتح الفتوح» نامیدند و متواضعانه فرمودند:
«من بر دست و بازوى رزمندگان بوسه مى زنم و بر این بوسه افتخار مى کنم»
فتح الفتوح مقدمه آزادى خرمشهر
پس از عملیات فتح المبین، یک گام دیگر تا آزادسازى کامل مناطق استراتژیک ایران باقى مانده بود و آن، آزادى خرمشهر به عنوان نماد توازن سیاسى ـ نظامى بود که بدین ترتیب، استراتژى عراق و متحدان بین المللى و منطقه اى آن به طور کامل به شکست مى انجامید و اراده دینى و ملى ملت ایران در سخت ترین شرایط تاریخى (که در دوران معاصر نظیر نداشت) تحقق مى یافت. بدین ترتیب، عملیات بیت المقدس با هدف آزادسازى خرمشهر در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ تنها ۴۰ روز پس از عملیات فتح المبین آغاز شد. اما حساسیت و اهمیت هدف هاى ایران و عراق در این منطقه موجب شد که عملیات به مدت ۲۵ روز به درازا بکشد. ولى در نهایت رزمندگان اسلام، در حالى که در شرایط بسیار دشوار آب و هوایى (گرماى سخت جنوب) مى جنگیدند، در اوج اقتدار، خرمشهر را آزاد کردند. عملیات بیت المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگیرى و نیز موانع بسیار، چنان بزرگ و شگفت انگیز بود که امام خمینى (ره) هشتم خرداد ۱۳۶۱ فرمودند:
«فتح خرمشهر یک مسأله عادى نبود، این که ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر به صف براى اسارت بیایند و تسلیم شوند مسأله عادى نیست، بلکه مافوق طبیعت است.»


عمده ترین این هدف ها عبارتند از: آزادسازى مناطق اشغالى و انهدام ارتش عراق؛ که پس از پایان دوره آزادسازى تقریباً به طور کامل تحقق یافت. سرزمین هاى اشغالى جنوب کشور که مهم ترین برگ برنده عراق به شمار مى رفت، کاملاً آزاد شد. در عملیات فتح المبین و بیت المقدس ۲۴ هزارتن از نیروهاى عراق به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. همچنین، تنها در عملیات بیت المقدس ۱۶ هزار تن از آنها کشته شدند. علاوه بر این، در این دو عملیات، ۵۱۱ دستگاه تانک و نفربر، ۳۸ فروند هواپیما و ۸۰ قبضه توپ از ارتش عراق منهدم شد و شمارى بیش از این (به جز هواپیما) به غنیمت درآمد. بدین ترتیب دوره اول با ناکامى دشمنان دربرابر اراده خدا و ملت به پایان رسید.

در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.
بر همین اساس، با توجه به این که منطقه عمومی غرب کارون آخرین منطقه مهمی بود که هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یک سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراک نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز که طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.
 اهداف عملیات
مهم ترین اهدافی که در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:
-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشکر.
-         آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.
-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.
-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).
-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عملیات
منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، که از شمال به رودخانه             کرخه کور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.
منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حرکت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیک منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های کارون،  کرخه کور و اروند  بود.
طرح عملیات
در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود که حمله به جناح دشمن، که عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.
هم چنین، شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب کارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.
بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یک از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:
1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).
3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیشروی به سمت خرمشهر).
شرح عملیات
سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.
شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند، هر یک به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت کردند.
عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم کرد:
مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال کرخه کور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحکامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امکان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور کرده و منطقه ای در جنوب رودخانه کرخه کور را به عنوان سرپل تصرف کنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود که فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.
مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور کار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد که قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی کنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب کرخه کور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.
عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندکی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق کردند.
مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حرکت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل کننده که متشکل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز کردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حرکت بعدی استفاده شود.
مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361:
سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تک سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واکنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یکدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.
در روز دوم خرداد نتیجه پیکار بسیار درخشان بود و قرارگاه کربلا به هدف خود که احاطه کامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز کرد و یگان هایی از دشمن که در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.
در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی که درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فکر شکستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان کشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرک خرمشهر در کنار اروند اندکی مقاومت کرد که آن هم به سرعت در هم شکسته شد.
 در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی که 24 ساعت در محاصره کامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا کشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.
در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.
بدین ترتیب این شهر مقاوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیکره پاک آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.
رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شکر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه کردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افکند .

نتایج عملیات
-     طی عملیات بیت المقدس 5038 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 کیلومتر از خط مرزی تامین شد.
-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید کارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.
-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای که نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاک دفاعی خارج شوند.
-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا کشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.
-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن کشته و زخمی شدند.
میزان انهدام یگان های دشمن
لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.
لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.
لشگر 7 پیاده: 40 درصد.
لشگر 5 مکانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.
تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.
تیپ 109 پیاده: 60 درصد
تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.
تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بیائیم با اراده جمعی ؛ این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم

 

امروز ایمیلی را دریافت کردم که بنظرم بسیار جالب و جذاب آمد . لذا بدون هیچ

مقدمه ای عین متن دریافتی را تقدیم حضورتان میکنم :

 

در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم

شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم.

کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز...

با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.

 

یک روز یه ترکه .....

اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛

خیلی شجاع بود، خیلی نترس... ؛

یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش

و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو،

برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم

 

یه روز یه رشتیه..

اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛

برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو

این مملکت ادعای خدایی نکنه؛

اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد

 

یه روز یه لره...

اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛

ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل

احتراز می کرد

 

یه روز یه قزوینیه ...

به نام علامه دهخدا ؛

از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر

جا نهاد

 

 یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر

و  اصفهانی

 

تا اینکه یه عده رمزدوستی ما روکشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری

شادیم

این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و

متفاوتی هستند

پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه

آنقدر این ایمیل را بفرستیم و

بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به

هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد

و با هم یکی باشیم

مثل همیشه،

مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار

لینک پست مرتبط :

http://akherat.persianblog.ir/1389/8/1/

یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

سال نو مبارک

یا مقلب القلوب و الابصار

 یا مدبر اللیل و النهار

 یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

با آرزوی 12 ماه شناخت صحیح

 52 هفته معرفت آسمانی

 365 روز صداقت 8760

 ساعت مهربانی

52500 دقیقه توکل به خدا

 3105000 ثانیه غرق در لذت بخش ترین عشق

 هستی...

 
سال نو مبارک

یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بیائیم در ایام پایانی سال برای افراد بی بضاعت و ضعیف جامعه گریه کنیم !!!!

بیائیم در ایام پایانی سال به حال افراد بی بضاعت و

ضعیف جامعه گریه کنیم !!!! 

 

http://up98.org/upload/server1/01/z/3ayf43oyrdrmf2mlnfva.jpg

 

 

- وقتی یکی را میبینم که از پرخوری می ترکد و دیگری از فرط گرسنگی به

خود می پیچد و می میرد ، گریه ام  می گیرد .

- وقتی با بچه ها برا تفریح در کوچه و خیابان پرسه میزنم و با شوق و ذوق

تمام , فست فود های رنگارنگ را برایشان تهیه کرده و به خوردن مشغول می

شویم و فقیری را می بینم که ملتماسنه,با نگاهش لقمه نانی را طلب می کند ,

سخت دلم برایش می سوزد و گریه ام می گیرد .

- وقتی با بسته های سنگین لباسهای زیبا و گرانقیمتی که از فروشگاههای

شمال شهر برای فرزندانم خریده ام ، بیرون می آیم و می بینم که زن و مرد و

دختر و پسران بینوائی که برای حفظ بدن نحیف خود از سرما ، توان تهیه

مختصر لباس مندرسی را ندارند و با حسرت به من نگاه میکنند گریه ام می

گیرد .

- وقتی ضجه و ناله کودک یتیمی را که بر مزار پدر  از عمق جان ,حضورش را

طلب می کند ، گریه ام می گیرد .

- وقتی بیماری را می بینم که به دلیل نداشتن هزینه های درمان خویش ،

ناچارا مرگ را در آغوش می کشد ، دلم برایش می سوزد و گاهی هم گریه ام

می گیرد .

- وقتی کبودی دست و  صورت کودکی که از فرط سرما به خود می پیچد و در

خیابان از راکبین خودروهای رنگارنگ وجهی را طلب می کند می بینم ، دلم

برایش می سوزد و  گریه ام می گیرد .

وقتی صاحب خانه ای اسباب و اثاثیه خانواده ای را که توان پرداخت اجاره بهای

خود را ندارند ، در خیابان می ریزد ، از درون ، گریه ام می گیرد  .

وقتی کارگری را می بینم که از فرط ناچاری و برای تامین هزینه بیماری و یا

ازدواج فرزندش ، کلیه خود را به حراج گذاشته  ، حسابی گریه ام می گیرد .

وقتی ...............

وقتی .........................

وقتی .................................

اگر در صحرای کربلا هم بودم و می دیدم که سپاهیان ابن زیاد چه بر سر امام

حسین(ع) و اصحاب ان حضرت می اوردند ، باز هم گریه ام می گرفت !!!!

 

راستی چقدر گریه ام می گیرد ؟!!! نه ؟

دلیلش کاملا روشن است .

گریه ، کم هزینه ترین و بی دردسر ترین و راحت ترین کاریست که از من ساخته

است !؟!؟

 

گرسنه ای نزد ثروتمندی رفت و طلب قرص نانی نمود . مرد ثروتمند با صدای

بلند شروع به گریستن نمود . فقیر علت گریستن او را جویا شد . پاسخ شنید :

تنها کاری که از من ساخته است ، همراهی و همدردی با توست !!!!!؟

 

 

راستی !!؟

 

بی تفاوتی و بی عاری تا کجا ادامه خواهد داشت ؟

 روند انحطاط اخلاق جامعه تا کجا پیش خواهد رفت ؟

 آیا آثار این رویه  دامن ما را نیز خواهد گرفت ؟

آیا علت بروز بخش زیادی از نابسامانی های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و

حتی اعتقادی  را نباید قبل از هر چیز در رفتار خودمان بجوئیم ؟

دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

آرامش یا آسایش؟

آرامش یا آسایش؟

عمریست   که  آرامش مان  را  قربانی  آسایش مان  کرده ایم

تا  شاید

آسایش  بیشتری نصیبمان  گردد

صد حیف

امروز  دیگر  نه  آسایش  گذشته  برایمان  باقی  مانده  و  نه

  آرامشی

دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد

دیو چو بیرون رود

فرشته درآید

 

نیمه شب تابستان سال 1357 بود . در سنین نوجوانی و در حالی که  برای

 خوابیدن آماده میشدم ، ناگهان صدائی را شنیدم که با صدای بلند فریاد می زد :

آهای نامسلمونا ! چرا مغازه برادرای دینی تون رو به آتش میکشین ؟

اینها همشهریهای شما هستند . چرا رحم نمیکنید؟ 

شمارو به خدا ،مغازه های مردم  رو آتیش نزنین .

این جملات چندین بار تکرار شد و متعاقب آن فریاد صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی

 بگوش رسید و دقایقی بعد سکوت همه جا را فرا گرفت .

پدرم گوئی که از ماجرا کاملا با خبر بود ، استغفار کرد و گفت : خدا لعنتتان کند .

پرسیدم : اینها کی هستند؟ و چرا این مغازه مردم رو آتش می زنند؟  پاسخ داد : شما

 کاری با این کارها نداشته باش و برو بخواب که صبح کلی کار داریم . 

با این جواب ، حس کنجکاویم بیشتر تحریک شد و تصمیم گرفتم تا از برادر بزرگترم (که از

انقلابیون بود) ، موضوع را جویا شوم . اما او هنوز به خانه برنگشته بود  .

اول صبح سراغ برادرم رفتم و ماجرای شب گذشته را جویا شدم . پاسخ داد :

پلیسها بودند که مغازه ها را آتش می زدند . با تعجب پرسیدم : مگر پلیس هم مغازه

 کسی را آتش میزند ؟ جواب داد : میدانی کسی که فریاد میزد که بود؟ پاسخ دادم خیر .

جواب داد :  من با چشمان خودم دیدم که یکی از پلیسها (با لباس شخصی) ، ضمن

 اینکه بهمراه چند تن دیگر ازمامورین شهربانی در حال آتش زدن چند مغازه بودبا بلندگو،

 جملات مورد نظر را بر زبان جاری می نمود .

با تعجب پرسیدم : این کار خیلی عجیب و غیر قابل باور است . بنظر تو چرا یک پلیس

باید چنین کاری کند؟

پاسخ گفت : رژیم شاه ، انقلابیون را خراب کار معرفی می کند و برای تخریب افکار

 عمومی نسبت به انقلابیون و اثبات این ادعای خود باید شواهدی را نیز داشته باشد .

 لذا  با تصور اینکه در نیمه شب کسی آنها را نمی بیند ، با انجام این قبیل کارها

 میخواهند هم ادعای خود را اثبات و هم با ایجاد نارضایتی ، ذهن مردم را نسبت به

 انقلابیون بدبین کنند . 

 

امروز وقتی با یاد این ماجرا و موارد مشابه می افتم ، بیاد وعده الهی میافتم

که فرمود :

 

یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ

 

می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خداوند کامل کننده

 نور خویش است ، اگرچه کافران را ناخوش آید .

 

 

 

چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

تغذیه جسمی - تغذیه روحی. کدامیک ؟

 

 

 

گاهی برای خرید یک جفت جوراب فرزندمان مسیرهای بسیار طولانی را از

منزل دور میشویم ,کیلومترها پیاده روی کرده , تعداد زیادی فروشگاه بزرگ و

کوچک را زیر پا می گذاریم تا شاید جورابی مناسب از حیث زیباوی , کیفیت و

قیمت را بیابیم . و هیچگاه به هزینه های جانبی تهیه جوراب مورد نظر توجهی

نداریم .درحالی که تاثیرمیزان زیبائی و کیفیت یک جفت جوراب در عمق وجودی

فرزندمان شاید بسیار ناچیز باشد .اما برایمان مهم جلوه میکند تا آنجا که برای

رسیدن به آن ازهیچ تلاشی فروگذار نمی کنیم  .  و همین امر در مورد تامین

نیازهای غذائی و خوراکی آنان نیز با شدت کمتری مورد توجه مان قرارمی

گیرد .

 

راستی !

 

به نسبت تلاشی که برای تامین پوشاک و تغذیه ظاهری فرزندانمان داریم , تا

چه اندازه به کیفیت پوشاک و تغذیه روحی و معنوی آنان توجه می کنیم ؟ آیا

تا کنون نسبت به سوالاتی که بچه های ما از ما در حوزه های مختلف دارند ,

اندیشیده ایم؟

برای پاسخگوئی به سوالات انها چقدر از وقت خود را اختصاص داده ایم؟

از کتابها و محتوای مورد مطالعه انان چه میدانیم؟

آیا تا کنون برای یافتن کتابی مناسب و مورد نیاز فرزندمان , به نمایشگاههای

کتاب و یا فروشگاههای کتاب و محصولات فرهنگی مراجعه ای داشته ایم؟

راستی نوع نیازهای معنوی و فکری بچه هایمان چقدر برایمان حائز اهمیت

است؟

آیا می دانید اگر درصد اندکی از وقتی را بابت خرید لباسهای زیبا و با کیفیت و یا

خوراکی های خوشمزه برای آنان را به تامین نیازهای فکری و تغذیه روحی آنان

اختصاص دهیم , چه نتایج ارزشمندی خواهد داشت ؟

 

صد حیف , با وجود علم به این موضوع که :

 

پدران و مادرانی که تنها به خوراک و پوشاک کودکانشان می اندیشند و به تغذیه روحی و معنوی آنان توجه نمی کنند هرگز فرزندانی کامل و صالح تحویل جامعه نخواهند داد .

اما همچنان ,  زندگی را با تغافل!؟ می گذرانیم .

دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

http://ahange-del.persianblog.ir/

شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

عید غدیر و روز اخوت و برادری مبارک باد

 

عید غدیر ، عید بزرگ ولایت

 

 

 و روز اخوت وبرادری

 

 

 

بر عموم مسلمانان 

 

مبارک باد 

 

 

 

 

دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

بهانه های خدا برای نوشتن صواب و اعمال حسنه برای بندگان!!؟

 

- در انجام هر معامله ای احتمال سود و زیان وجود دارد الا در معامله بنده با خدا . و هیچ معامله ای دارای سود تضمینی نیست الا معامله با ذات اقدس احدیت .

- هیچ معامله ای به اندازه معامله  با خدا سود آور نیست . چرا که نه مالیات به آن تعلق می گیرد و نه اینکه کل سود حاصله فقط به یک طرف معامله تعلق می گیرد .

- در معامله با خدا ، مهمترین مسئله ، نوع نگاه ما به انجام معامله با خداست . گاهی آنقدر معامله با خدا را سخت می گیریم که از انجام آن سر باز زده و خود را از سودی سهل الوصول و کلان ، محروم می کنیم . و گاهی نیز با نگاهی کاسب کارانه(البته با نگاه خود)  فقط به بعد تجاری به آن می نگریم .

- گاهی در یک مسابقه تلویزیونی نیز  شاهد طرح برخی سوالات ساده برای شرکت کننده هستیم که با توجه به سهولت سوالات ، بنظر می رسد بیشترین هدف برگزار کننده و مجری ، یاد آوری یک مسئله و امتیاز دهی است  .

- امر به انجام برخی امور و یاد نمودن از آن بعنوان ثواب و عبادت از جانب ائمه معصومین علیهم السلام ، از جمله همان بهانه هاست ، تا خدا برایمان امتیازی ثبت کند !

باور ندارید؟

 یه نگاهی به برخی احادیث و روایات معتبر نموده تا متوجه بخش کوچکی از دریای محبت الهی نسبت به بندگانش باشید :

1-    نگاه هائی که عبادتند !

«أَلنَّظَر إِلَى الْکَعْبَةِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْوالِدَیْنِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ مِنْ غَیْرِ قِراءَةٍ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلى وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلى آلِ مُحَمَّد ـ علیهم‏السّلام ـ عِبادَةٌ.»

نگریستن به کعبه عبادت است، نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است، نگریستن به صفحه‏ى قرآن [حتّى] بدون خواندن آن، عبادت است، نگاه کردن به روى عالِم عبادت است، و نگاه کردن به اهل بیت حضرت محمّد ـ صلّى‏اللّه‏علیه وآله‏وسلّم ـ عبادت است.

و عامّه از عایشه روایت کرده‏اند که:

 «أَبُوبَکرٍ أَطالَ النَّظَرَ إِلى وَجهِ عَلِىٍّ ـ علیه‏السّلام ـ . قَیْلَ لَهُ: لِمَ تُطِیلُ النَّظَرَ إِلى وَجْهِهِ. قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه‏ِ ـ صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله‏وسلّم ـ یَقُولُ: أَلنَّظَرُ إِلى وَجْهِ عَلِىٍّ عِبادَةٌ.»

- رسول اکرم فرمودند: «النَظَرُ اِلی وَلدِهِ حبّاً لهُ عبادةٌ »؛ نگاه محبت آمیز پدر و مادر به صورت فرزندشان عبادت است.

-  حسین بن خالد می گوید: امام رضا (ع) فرمودند :

« نگاه کردن به چهره ذریه ما عبادت محسوب می شود. » عرض کردم : منظور شما ، نگاه کردن به چهره پیشوایان و امامان از نسل شماست یا نگاه کردن به ساداتی که ذریه پیامبر (ص) به شمار می آیند؟ حضرت فرمودند: «بَل النّظرَ إلی جمیع ذریّةِ النّبیّ (ص) عبادةٌ ما لَم یُفارقوا مِنهاجهُ و لَم یَتلوَّثوا بِالمعاصِی» ؛ نگاه کردن به همه کسانی که از ذریه و نسل پیامبر اکرم (ص) هستند عبادت است ، به شرطی که این ذریه از راه و روش پیامبر (ص) رویگردان نباشند و خود را به گناه و معصیت آلوده نسازند.

-          و .............

2-    شاد کردن مومنین ، محبوب ترین عمل نزد خداوند

 

از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز نقل شده است :

«ان احب الاعمال الی الله تعالی ادخال السرور علی المومنین»
محبوب ترین اعمال نزد خدا، شاد کردن مومنین است.

3-    عمل کردن به وظیفه ، عبادت است

امام سجاد ( ع ) : هرکس به وظایف خود عمل کند از عابد ترین مردم است

4-    گریستن از ترس خدا ، عبادت است

العُبودیَّهُ خَمسَهُ أشیاءَ : خَلاءُ البَطنِ ، وَقِراءةُ القرآنِ، وقِیامُ اللَّیلِ ، والتَّضَرُّعُ عِندَ الصُّبحِ ، والبُکاءُ مِن خَشیَةِ اللّه .

امام على علیه‏السلام میفرماید :

بندگى در پنج چیز اســت : اندرون از طعام تهى داشتن ، قرآن خواندن ، شب را به عبادت گذراندن و هنگام صبح زارى کردن (به درگاه خداوند) و گریستن از ترس خدا .

5-    و دهها حدیث و روایت دیگر که ذکر آنها در این نوشتار از حوصله مخاطبین خارج است .

نتیجه اخلاقی :

 

معصیت چنین خدای مهربانی که بیش از خود بندگانش نسبت به آنها مهربان ا

است ، سزاوار و قابل توجیه نست ؟

 

سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان ()

خوش آمدید
تماس با ما
وضعيت من در ياهو

لینک دوستان
آب، آيينه، آسمان
آبی تر از دریا
آرزوی فاطمه
از جنس خدا
از خواب تا مرگ
آسمان آبی
آسمان هفتم
آفتاب پائیز
آه اندوه بيكران بگريز
آیات آسمانی
با خاطراتم در سرزمین لاله ها (هلند)
باران مهر
بانوی مهتاب
بچه های آسمان
بنی آدم
به امید تحقق دولت عاشقی
بهار قشنگ
بيچاره ترين نرگس پيماي دنيا
بید مجنون
پرنده مهاجر
تخریبچی دوران
تفحص عشق
تنگ غروب
جمعيت ثارالله۲۷ اراک
چلوکباب
حاج حمید
حديث نفس
حریم دل
حریم دل
حكايت از ياران عشق
حنیف
خاتون نیلوفری
خاک بارون زده
دادگاه رسمی
دارالمجانین
داستانهای کلبه کوچک ما
داغ شقايق
دختران شهید
در جستجوی سايه
درد و دل
دريچه‌اي به سوي ملكوت
دست نوشته های من
دستخط
دفتر خاطرات سپیددار باغ
دکتر سعید
دلتنگیهای دل
دنیای آبی
دنیای زیبای پریا
دنیای سبز من
دولت عاشقی
ديده بان برج مينو
دیافه
دیده بانان
راز آينه
راهیان سفر عشق
رویای نیمه تمام
زميني‌هاي آسموني
ساحل دل
سايموند
سایه صبور
سراي ديگر
سرای خسته دلان
سردار علی
سهیلا ملکی
سید ایثار
عرشیان
عزیز دل برادر
عشق الهی
عصر ارتباطات
عقیق
عکاسخونه
فاطمه زهراف‌عزیز دل مامان و بابا
فرش تا عرش
فريبا احمدی
فيلسوف واقع بين
قصه های عزیز آقا
کانون قرآن مسجد ابوالفضل (ع) بوشهر
کجائيد ای شهيدان خدائی
کشکول
کلبه تنهائی من
کليپ و عکس
کوچه بن بست ما
کوچه خلوت انتظار
کيميای قلم
کيميای ناب
گاهنامه
گل نرگس
گل یخ
گوگله
لحظه اي با امام زمان - عج
لوسیفر
مامان و بابا و دخترشون
مامانی هستی
ماه تابان من
محبت اینجاست
مروارید عرفان
مصباح الهدايه
مهرباني با آدمها
نادعلی(ع) عشاق الزهرا(س)
نردبان آسمان
نرگسی
نسیم حقیقت
نوشته های یک مهندس شیعه
نیم نگاهی به خاطراتم در المان
هميشه با تو
هوای شرجی
والتين و ازيتون
وبلاگ خبری صدرا
وبلاگ گروه فرهنگی ثارالله 27 اراک
يک بهانه
یاد ایام
یاد باد آن روزگاران یاد باد
یه مسافر
عشاق الرضا
اندیشه برتر
یه بنده خدا
مهندس صنایع
توانا رسانه نوین
آدمیان
کلبه تنهائی
نازنین پسر
سلطان عشق و وفا حضرت ابالفضل العباس
اندیمشکی
وبلاگ فارسی
......


نویسنده





Powered by WebGozar


لوگوی دوستان

مطالب پیشین
صفحه نخست
۱۳٩۱/۳/۳
۱۳٩۱/٢/۳
۱۳٩٠/۱٢/٢۸
۱۳٩٠/۱٢/٢٠
۱۳٩٠/۱۱/۱٥
۱۳٩٠/۱۱/۱٢
۱۳٩٠/٩/٢٦
۱۳٩٠/٩/٥
۱۳٩٠/۸/٢۱
۱۳٩٠/٧/۳٠
۱۳۸٩/۱۱/٢
۱۳۸٩/٩/۱۳
۱۳۸٩/۸/۱
۱۳۸٩/٦/٢٧
۱۳۸٩/٤/٢٦
۱۳۸٩/۳/٢٩
۱۳۸٩/۳/٢٢
۱۳۸٩/۳/۸
۱۳۸٩/۱/٢۸
۱۳۸٩/۱/٧
۱۳۸۸/۱٢/٢٢
۱۳۸۸/۱۱/۱٠
۱۳۸۸/۱٠/۱٢
۱۳۸۸/٩/٢۱
۱۳۸۸/٩/۱٤
۱۳۸۸/٩/٧
۱۳۸۸/۸/۳٠
۱۳۸۸/۸/٩
۱۳۸۸/۸/۱٦
۱۳۸۸/۸/٩
۱۳۸۸/۸/٢
۱۳۸۸/٧/۱۸
۱۳۸۸/٥/۳۱
۱۳۸۸/٤/٢٧
۱۳۸۸/٤/۱۳
۱۳۸۸/۳/٢۳
۱۳۸۸/۳/۱٦
۱۳۸۸/٢/۱٩
۱۳۸۸/۱/۱٥
۱۳۸٧/۱٢/٢٤
۱۳۸٧/۱٢/۱٠
۱۳۸٧/۱۱/٥
۱۳۸٧/۱٠/٢۸
۱۳۸٧/۱٠/٧
۱۳۸٧/٩/۱٦
۱۳۸٧/٩/٢
۱۳۸٧/۸/٤
۱۳۸٧/٧/٢٧
۱۳۸٧/٧/۱۳
۱۳۸٧/٧/٦
۱۳۸٧/٦/٢۳
۱۳۸٧/٦/٩
۱۳۸٧/٥/۱٢
۱۳۸٧/٤/٢٢
۱۳۸٧/۳/۱۸
۱۳۸٧/۳/۱۱
۱۳۸٧/٢/٢۱
۱۳۸٧/۱/۳۱
۱۳۸٦/۱٢/٢٥
۱۳۸٦/۱۱/۱۳
۱۳۸٦/۱٠/۱٥
۱۳۸٦/۱٠/۱
۱۳۸٦/۸/٥
۱۳۸٦/٧/٢۱
۱۳۸٦/٦/۳۱
۱۳۸٦/٦/۱٠
۱۳۸٦/٥/٢٧
۱۳۸٦/٤/٩
۱۳۸٦/۳/۱٩
۱۳۸٦/۳/٥
۱۳۸٦/٢/٢٩
۱۳۸٦/٢/۸
۱۳۸٥/۱٠/۳٠
۱۳۸٥/۱٠/٢
۱۳۸٥/٩/٤
۱۳۸٥/۸/۱۳
۱۳۸٥/٧/۱٥
۱۳۸٥/٧/۱
۱۳۸٥/٥/٢۸
۱۳۸٥/٥/۱٤
۱۳۸٥/٤/۳۱
۱۳۸٥/٤/۱٧
۱۳۸٥/٤/۱٠
۱۳۸٥/۳/٢٠
۱۳۸٥/۳/۱۳
۱۳۸٥/۳/٦
۱۳۸٥/٢/٢۳
۱۳۸٥/٢/٩
۱۳۸٥/٢/٢
۱۳۸٥/۱/۱٩
۱۳۸٤/۱٢/٢٠
۱۳۸٤/۱۱/۸
۱۳۸٤/٩/۱٩
۱۳۸٤/۸/٧
۱۳۸٤/٧/۱٦
۱۳۸٤/٤/٤
۱۳۸٤/٢/۳۱
۱۳۸٤/٢/۱٠
۱۳۸٤/۱/٢٧
۱۳۸۳/۱٢/٢٩
۱۳۸۳/۱٢/۸
۱۳۸۳/۱۱/٢٤
۱۳۸۳/۱۱/۱٧
۱۳۸۳/۱۱/۱٠
۱۳۸۳/۱۱/۳
۱۳۸۳/۱٠/۱٢
۱۳۸۳/٩/٢۱
۱۳۸۳/۸/۳٠
۱۳۸۳/۸/۱٦
۱۳۸۳/۸/٩
۱۳۸۳/۸/٢
۱۳۸۳/٧/٢٥
۱۳۸۳/٧/٤
۱۳۸۳/٦/٢۸
۱۳۸۳/٦/۱٤
۱۳۸۳/٥/۳
۱۳۸۳/۳/۳٠
۱۳۸۳/۳/٢
۱۳۸۳/٢/۱٩
۱۳۸۳/٢/٥
۱۳۸۳/۱/٢٢
۱۳۸۳/۱/۱٥
۱۳۸۳/۱/۱
۱۳۸٢/۱٢/۱٦
۱۳۸٢/۱۱/۱۱
۱۳۸٢/٩/۱٥
۱۳۸٢/٩/۱
۱۳۸٢/۸/۱٠
۱۳۸٢/٧/۱٩
۱۳۸٢/٥/۱۸
۱۳۸٢/٥/٤
۱۳۸٢/٤/٢۸
۱۳۸٢/٤/٧
۱۳۸٢/۳/۳۱
۱۳۸٢/۳/٢٤
۱۳۸٢/۳/۱٧
۱۳۸٢/۳/۱٠
۱۳۸٢/۳/۳
۱۳۸٢/٢/٢٧
۱۳۸٢/٢/٢٠
۱۳۸٢/٢/۱۳
۱۳۸٢/٢/٦
۱۳۸٢/۱/٢۳
۱۳۸٢/۱/۱٦
۱۳۸٢/۱/٩
۱۳۸۱/۱٢/٢٤
۱۳۸۱/۱٢/۱٧
۱۳۸۱/۱٢/۱٠
۱۳۸۱/۱٢/۱٠
۱۳۸۱/۱۱/٢٦
۱۳۸۱/۱۱/٢٦
۱۳۸۱/۱۱/۱٢
۱۳۸۱/۱۱/۱٢
۱۳۸۱/۱۱/٥
۱۳۸۱/۱٠/٢۸
۱۳۸۱/۱٠/٢۱
۱۳۸۱/۱٠/۱٤
۱۳۸۱/٩/۳٠
۱۳۸۱/٩/٢۳
۱۳۸۱/٩/۱٦
۱۳۸۱/٩/٩
۱۳۸۱/٩/٩
۱۳۸۱/٩/٢
۱۳۸۱/۸/٢٥

br>
حدیث روز - نوای دل