| خرمشهر را خدا آزاد کرد |
عملیات بیت المقدس(آزاد سازی خرمشهر)
امام خمینى (ره) این حماسه بزرگ را «فتح الفتوح» نامیدند و متواضعانه فرمودند:
در حالی که اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این کشور برای وادار ساختن ایران به شرکت در هر گونه مذاکرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد. نتایج عملیات |
| چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| بیائیم با اراده جمعی ؛ این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم |
امروز ایمیلی را دریافت کردم که بنظرم بسیار جالب و جذاب آمد . لذا بدون هیچ مقدمه ای عین متن دریافتی را تقدیم حضورتان میکنم :
در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم شرم خندیدن، به مضحکه هم میهنان مان را بر خود نپسندیم. کار سختی نیست نشنیدن، نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز... با اراده جمعی این عادت زشت را به ضدارزش تبدیل کنیم.
یک روز یه ترکه ..... اسمش ستارخان بود، شاید هم باقرخان.. ؛ خیلی شجاع بود، خیلی نترس... ؛ یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد، جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو، برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم
یه روز یه رشتیه.. اسمش میرزا کوچک خان بود، میرزا کوچک خان جنگلی؛ برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد، برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه؛ اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد
یه روز یه لره... اسمش کریم خان زند بود، موسس سلسله زندیه؛ ساده زیست، نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد
یه روز یه قزوینیه ... به نام علامه دهخدا ؛ از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد
یه روز ما همه با هم بودیم...، ترک و رشتی و لر و اصفهانی
تا اینکه یه عده رمزدوستی ما روکشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند... ؛ حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم، به همدیگه می خندیم!!! و اینجوری شادیم این از فرهنگ ایرانی به دور است. آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر این ایمیل را بفرستیم و بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به هموطن( آنکه در دیده ما جا دارد ) در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه، مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار لینک پست مرتبط : |
| یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| سال نو مبارک |
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
با آرزوی 12 ماه شناخت صحیح 52 هفته معرفت آسمانی 365 روز صداقت 8760 ساعت مهربانی 52500 دقیقه توکل به خدا 3105000 ثانیه غرق در لذت بخش ترین عشق هستی... |
| یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| بیائیم در ایام پایانی سال برای افراد بی بضاعت و ضعیف جامعه گریه کنیم !!!! |
بیائیم در ایام پایانی سال به حال افراد بی بضاعت و ضعیف جامعه گریه کنیم !!!!
- وقتی یکی را میبینم که از پرخوری می ترکد و دیگری از فرط گرسنگی به خود می پیچد و می میرد ، گریه ام می گیرد . - وقتی با بچه ها برا تفریح در کوچه و خیابان پرسه میزنم و با شوق و ذوق تمام , فست فود های رنگارنگ را برایشان تهیه کرده و به خوردن مشغول می شویم و فقیری را می بینم که ملتماسنه,با نگاهش لقمه نانی را طلب می کند , سخت دلم برایش می سوزد و گریه ام می گیرد . - وقتی با بسته های سنگین لباسهای زیبا و گرانقیمتی که از فروشگاههای شمال شهر برای فرزندانم خریده ام ، بیرون می آیم و می بینم که زن و مرد و دختر و پسران بینوائی که برای حفظ بدن نحیف خود از سرما ، توان تهیه مختصر لباس مندرسی را ندارند و با حسرت به من نگاه میکنند گریه ام می گیرد . - وقتی ضجه و ناله کودک یتیمی را که بر مزار پدر از عمق جان ,حضورش را طلب می کند ، گریه ام می گیرد . - وقتی بیماری را می بینم که به دلیل نداشتن هزینه های درمان خویش ، ناچارا مرگ را در آغوش می کشد ، دلم برایش می سوزد و گاهی هم گریه ام می گیرد . - وقتی کبودی دست و صورت کودکی که از فرط سرما به خود می پیچد و در خیابان از راکبین خودروهای رنگارنگ وجهی را طلب می کند می بینم ، دلم برایش می سوزد و گریه ام می گیرد . وقتی صاحب خانه ای اسباب و اثاثیه خانواده ای را که توان پرداخت اجاره بهای خود را ندارند ، در خیابان می ریزد ، از درون ، گریه ام می گیرد . وقتی کارگری را می بینم که از فرط ناچاری و برای تامین هزینه بیماری و یا ازدواج فرزندش ، کلیه خود را به حراج گذاشته ، حسابی گریه ام می گیرد . وقتی ............... وقتی ......................... وقتی ................................. اگر در صحرای کربلا هم بودم و می دیدم که سپاهیان ابن زیاد چه بر سر امام حسین(ع) و اصحاب ان حضرت می اوردند ، باز هم گریه ام می گرفت !!!!
راستی چقدر گریه ام می گیرد ؟!!! نه ؟ دلیلش کاملا روشن است . گریه ، کم هزینه ترین و بی دردسر ترین و راحت ترین کاریست که از من ساخته است !؟!؟
گرسنه ای نزد ثروتمندی رفت و طلب قرص نانی نمود . مرد ثروتمند با صدای بلند شروع به گریستن نمود . فقیر علت گریستن او را جویا شد . پاسخ شنید : تنها کاری که از من ساخته است ، همراهی و همدردی با توست !!!!!؟
راستی !!؟
بی تفاوتی و بی عاری تا کجا ادامه خواهد داشت ؟ روند انحطاط اخلاق جامعه تا کجا پیش خواهد رفت ؟ آیا آثار این رویه دامن ما را نیز خواهد گرفت ؟ آیا علت بروز بخش زیادی از نابسامانی های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و حتی اعتقادی را نباید قبل از هر چیز در رفتار خودمان بجوئیم ؟ |
| دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| آرامش یا آسایش؟ |
آرامش یا آسایش؟ عمریست که آرامش مان را قربانی آسایش مان کرده ایم تا شاید آسایش بیشتری نصیبمان گردد صد حیف امروز دیگر نه آسایش گذشته برایمان باقی مانده و نه آرامشی |
| دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| دهه فجر انقلاب اسلامی مبارک باد |
دیو چو بیرون رود
فرشته درآید
نیمه شب تابستان سال 1357 بود . در سنین نوجوانی و در حالی که برای خوابیدن آماده میشدم ، ناگهان صدائی را شنیدم که با صدای بلند فریاد می زد : آهای نامسلمونا ! چرا مغازه برادرای دینی تون رو به آتش میکشین ؟ اینها همشهریهای شما هستند . چرا رحم نمیکنید؟ شمارو به خدا ،مغازه های مردم رو آتیش نزنین . این جملات چندین بار تکرار شد و متعاقب آن فریاد صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی بگوش رسید و دقایقی بعد سکوت همه جا را فرا گرفت . پدرم گوئی که از ماجرا کاملا با خبر بود ، استغفار کرد و گفت : خدا لعنتتان کند . پرسیدم : اینها کی هستند؟ و چرا این مغازه مردم رو آتش می زنند؟ پاسخ داد : شما کاری با این کارها نداشته باش و برو بخواب که صبح کلی کار داریم . با این جواب ، حس کنجکاویم بیشتر تحریک شد و تصمیم گرفتم تا از برادر بزرگترم (که از انقلابیون بود) ، موضوع را جویا شوم . اما او هنوز به خانه برنگشته بود . اول صبح سراغ برادرم رفتم و ماجرای شب گذشته را جویا شدم . پاسخ داد : پلیسها بودند که مغازه ها را آتش می زدند . با تعجب پرسیدم : مگر پلیس هم مغازه کسی را آتش میزند ؟ جواب داد : میدانی کسی که فریاد میزد که بود؟ پاسخ دادم خیر . جواب داد : من با چشمان خودم دیدم که یکی از پلیسها (با لباس شخصی) ، ضمن اینکه بهمراه چند تن دیگر ازمامورین شهربانی در حال آتش زدن چند مغازه بودبا بلندگو، جملات مورد نظر را بر زبان جاری می نمود . با تعجب پرسیدم : این کار خیلی عجیب و غیر قابل باور است . بنظر تو چرا یک پلیس باید چنین کاری کند؟ پاسخ گفت : رژیم شاه ، انقلابیون را خراب کار معرفی می کند و برای تخریب افکار عمومی نسبت به انقلابیون و اثبات این ادعای خود باید شواهدی را نیز داشته باشد . لذا با تصور اینکه در نیمه شب کسی آنها را نمی بیند ، با انجام این قبیل کارها میخواهند هم ادعای خود را اثبات و هم با ایجاد نارضایتی ، ذهن مردم را نسبت به انقلابیون بدبین کنند .
امروز وقتی با یاد این ماجرا و موارد مشابه می افتم ، بیاد وعده الهی میافتم که فرمود :
یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ
می خواهند نور خدارا با دهان های خویش خاموش کنند و خداوند کامل کننده نور خویش است ، اگرچه کافران را ناخوش آید .
|
| چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| تغذیه جسمی - تغذیه روحی. کدامیک ؟ |
گاهی برای خرید یک جفت جوراب فرزندمان مسیرهای بسیار طولانی را از منزل دور میشویم ,کیلومترها پیاده روی کرده , تعداد زیادی فروشگاه بزرگ و کوچک را زیر پا می گذاریم تا شاید جورابی مناسب از حیث زیباوی , کیفیت و قیمت را بیابیم . و هیچگاه به هزینه های جانبی تهیه جوراب مورد نظر توجهی نداریم .درحالی که تاثیرمیزان زیبائی و کیفیت یک جفت جوراب در عمق وجودی فرزندمان شاید بسیار ناچیز باشد .اما برایمان مهم جلوه میکند تا آنجا که برای رسیدن به آن ازهیچ تلاشی فروگذار نمی کنیم . و همین امر در مورد تامین نیازهای غذائی و خوراکی آنان نیز با شدت کمتری مورد توجه مان قرارمی گیرد .
راستی !
به نسبت تلاشی که برای تامین پوشاک و تغذیه ظاهری فرزندانمان داریم , تا چه اندازه به کیفیت پوشاک و تغذیه روحی و معنوی آنان توجه می کنیم ؟ آیا تا کنون نسبت به سوالاتی که بچه های ما از ما در حوزه های مختلف دارند , اندیشیده ایم؟ برای پاسخگوئی به سوالات انها چقدر از وقت خود را اختصاص داده ایم؟ از کتابها و محتوای مورد مطالعه انان چه میدانیم؟ آیا تا کنون برای یافتن کتابی مناسب و مورد نیاز فرزندمان , به نمایشگاههای کتاب و یا فروشگاههای کتاب و محصولات فرهنگی مراجعه ای داشته ایم؟ راستی نوع نیازهای معنوی و فکری بچه هایمان چقدر برایمان حائز اهمیت است؟ آیا می دانید اگر درصد اندکی از وقتی را بابت خرید لباسهای زیبا و با کیفیت و یا خوراکی های خوشمزه برای آنان را به تامین نیازهای فکری و تغذیه روحی آنان اختصاص دهیم , چه نتایج ارزشمندی خواهد داشت ؟
صد حیف , با وجود علم به این موضوع که :
پدران و مادرانی که تنها به خوراک و پوشاک کودکانشان می اندیشند و به تغذیه روحی و معنوی آنان توجه نمی کنند هرگز فرزندانی کامل و صالح تحویل جامعه نخواهند داد . اما همچنان , زندگی را با تغافل!؟ می گذرانیم . |
| دوشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع) |
|
| شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| عید غدیر و روز اخوت و برادری مبارک باد |
عید غدیر ، عید بزرگ ولایت
و روز اخوت وبرادری
بر عموم مسلمانان
مبارک باد
|
| دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| بهانه های خدا برای نوشتن صواب و اعمال حسنه برای بندگان!!؟ |
- در انجام هر معامله ای احتمال سود و زیان وجود دارد الا در معامله بنده با خدا . و هیچ معامله ای دارای سود تضمینی نیست الا معامله با ذات اقدس احدیت . - هیچ معامله ای به اندازه معامله با خدا سود آور نیست . چرا که نه مالیات به آن تعلق می گیرد و نه اینکه کل سود حاصله فقط به یک طرف معامله تعلق می گیرد . - در معامله با خدا ، مهمترین مسئله ، نوع نگاه ما به انجام معامله با خداست . گاهی آنقدر معامله با خدا را سخت می گیریم که از انجام آن سر باز زده و خود را از سودی سهل الوصول و کلان ، محروم می کنیم . و گاهی نیز با نگاهی کاسب کارانه(البته با نگاه خود) فقط به بعد تجاری به آن می نگریم . - گاهی در یک مسابقه تلویزیونی نیز شاهد طرح برخی سوالات ساده برای شرکت کننده هستیم که با توجه به سهولت سوالات ، بنظر می رسد بیشترین هدف برگزار کننده و مجری ، یاد آوری یک مسئله و امتیاز دهی است . - امر به انجام برخی امور و یاد نمودن از آن بعنوان ثواب و عبادت از جانب ائمه معصومین علیهم السلام ، از جمله همان بهانه هاست ، تا خدا برایمان امتیازی ثبت کند ! باور ندارید؟ یه نگاهی به برخی احادیث و روایات معتبر نموده تا متوجه بخش کوچکی از دریای محبت الهی نسبت به بندگانش باشید : 1- نگاه هائی که عبادتند ! «أَلنَّظَر إِلَى الْکَعْبَةِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْوالِدَیْنِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ فِى الْمُصْحَفِ مِنْ غَیْرِ قِراءَةٍ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلى وَجْهِ الْعالِمِ عِبادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلى آلِ مُحَمَّد ـ علیهمالسّلام ـ عِبادَةٌ.» نگریستن به کعبه عبادت است، نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است، نگریستن به صفحهى قرآن [حتّى] بدون خواندن آن، عبادت است، نگاه کردن به روى عالِم عبادت است، و نگاه کردن به اهل بیت حضرت محمّد ـ صلّىاللّهعلیه وآلهوسلّم ـ عبادت است. و عامّه از عایشه روایت کردهاند که: «أَبُوبَکرٍ أَطالَ النَّظَرَ إِلى وَجهِ عَلِىٍّ ـ علیهالسّلام ـ . قَیْلَ لَهُ: لِمَ تُطِیلُ النَّظَرَ إِلى وَجْهِهِ. قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ ـ صلّىاللّهعلیهوآلهوسلّم ـ یَقُولُ: أَلنَّظَرُ إِلى وَجْهِ عَلِىٍّ عِبادَةٌ.» - رسول اکرم فرمودند: «النَظَرُ اِلی وَلدِهِ حبّاً لهُ عبادةٌ »؛ نگاه محبت آمیز پدر و مادر به صورت فرزندشان عبادت است. - حسین بن خالد می گوید: امام رضا (ع) فرمودند : « نگاه کردن به چهره ذریه ما عبادت محسوب می شود. » عرض کردم : منظور شما ، نگاه کردن به چهره پیشوایان و امامان از نسل شماست یا نگاه کردن به ساداتی که ذریه پیامبر (ص) به شمار می آیند؟ حضرت فرمودند: «بَل النّظرَ إلی جمیع ذریّةِ النّبیّ (ص) عبادةٌ ما لَم یُفارقوا مِنهاجهُ و لَم یَتلوَّثوا بِالمعاصِی» ؛ نگاه کردن به همه کسانی که از ذریه و نسل پیامبر اکرم (ص) هستند عبادت است ، به شرطی که این ذریه از راه و روش پیامبر (ص) رویگردان نباشند و خود را به گناه و معصیت آلوده نسازند. - و ............. 2- شاد کردن مومنین ، محبوب ترین عمل نزد خداوند
از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز نقل شده است : 3- عمل کردن به وظیفه ، عبادت است امام سجاد ( ع ) : هرکس به وظایف خود عمل کند از عابد ترین مردم است 4- گریستن از ترس خدا ، عبادت است العُبودیَّهُ خَمسَهُ أشیاءَ : خَلاءُ البَطنِ ، وَقِراءةُ القرآنِ، وقِیامُ اللَّیلِ ، والتَّضَرُّعُ عِندَ الصُّبحِ ، والبُکاءُ مِن خَشیَةِ اللّه . امام على علیهالسلام میفرماید : بندگى در پنج چیز اســت : اندرون از طعام تهى داشتن ، قرآن خواندن ، شب را به عبادت گذراندن و هنگام صبح زارى کردن (به درگاه خداوند) و گریستن از ترس خدا . 5- و دهها حدیث و روایت دیگر که ذکر آنها در این نوشتار از حوصله مخاطبین خارج است . نتیجه اخلاقی :
معصیت چنین خدای مهربانی که بیش از خود بندگانش نسبت به آنها مهربان ا است ، سزاوار و قابل توجیه نست ؟
|
| سهشنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ - یه بنده خدا | لینک دائم | نظر دوستان () |
| خوش آمدید |
|
تماس با ما
وضعيت من در ياهو |














